احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٤ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
هر چيزى حيلهاى انديشيدهاند. نوع ديگرى تيز هوشى و سرعت عمل و شعبدهبازى و سبكبالى است. يك نوع هم استفاده از شياطينى كه با آنها ارتباط دارند.
گفت شياطين چگونه بر سحر اطلاع يافتهاند؟ فرمود: از همان راهى كه پزشكان به علم طب اطلاع يافتهاند. برخى از اطلاعات به وسيله تجربه پيدا شده و برخى علاج و دوا است.
پرسيد در باره آن دو ملك به نام هاروت و ماروت كه مردم مىگويند آن دو به اشخاص سحر مىآموزند چه مىفرمائيد؟ فرمود: آن دو وسيلهاى براى آزمايش و امتحان هستند. تسبيح آنها چنين است: هر كس امروز چنين كند، چنان خواهد شد.
اگر به وسيله فلان چيز معالجه كند، چنان مىشود. انواع سحر مىآموزند هر چه مىگويند اما آن دو ملك مىگويند ما براى شما آزمايش هستيم. آنچه زيانبخش براى شما است و سودى ندارد از ما نگيريد.
گفت آيا ساحر مىتواند به وسيله سحر انسان را به صورت سگ و الاغ يا چيز ديگر درآورد؟ فرمود: او ناتوانتر از اينها است و عاجزتر است از آنكه تغييرى در آفرينش خدا دهد. هر كس تركيب صورتى كه خدا قرار داده تغيير دهد شريك اوست در آفرينش. خداوند منزه است از اينكه شريكى داشته باشد.
اگر ساحر چنين قدرتى داشته باشد بايد بتواند امراض و ناراحتىها و سفيدى موى و فقر و تنگدستى را از خود برطرف نمايد. بزرگترين عمل ساحر سخنچينى است كه موجب جدائى دو دوست و علاقمند به يك ديگر مىشود و سبب خونريزى و خانه خرابى و رسوائى مىگردد. سخنچين بدترين فرد روى زمين است. نزديكترين سخن ساحران به درستى آن چيزهايى است كه به منزله طب است. ساحر شخصى را معالجه مىكند. از نزديكى با زنان خوددارى مىنمايد. پزشك او را بر خلاف اين معالجه مىكند خوب مىشود[١].
[١] با اينكه قسمتى از اين سؤالها مربوط به بخش خداشناسى نبود، اما از نظر توضيحات لازم و مفيدى كه داشت و در ضمن باز از يك جهت ارتباط به اين بخش پيدا مىكرد ذكر نموديم.