احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٨ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
اين خبر براى من مشكلى به وجود آورده بود تا مدتها بالاخره در كتاب عيون الحساب برخورد به اختلاف ترتيب ابجد كردم و در آنجا ترتيب ابجد را در نزد غربيها چنين ديدم.
ابجد، هوز، حطى، كلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ظغش، پس صاد بدون نقطه به حساب آنها شصت است و ضاد نقطهدار نود و شين نقطه دار هزار است با اين توصيه سازگار مىشود. آنچه در اكثر نسخهها هست شايد اشتباه از طرف نسخه برداران شده كه نوشته صاد نود است. بنا بر مشهور از ترتيب حروف ابجد بوده. با اين حساب اگر مبدأ را بعثت بگيريم درست مىشود يا نزول آيه چنانچه بر دقتكننده پوشيده نيست.
احتجاج طبرسى.
قسمتى از سؤال مردى منكر خدا از حضرت صادق (ع) پرسيد چگونه مردم خدا را عبادت مىكنند با اينكه او را نديدهاند؟
فرمود: دلها به نور ايمان او را در مىيابند و عقلها آنچنان وجودش را ثابت كردهاند مثل اينكه با چشم ديده شود و ديدهها نيز از ديدن تركيب عالى جهان و پيوستگى حيرتانگيز آن گويا او را مىنگرند به دنيا اين همه آثار و دلائل پيامبران و معجزات آنها در كتب آسمانى و آيات محكم آن نيز بيشتر موجب اثبات وجود بشر مىگردد. دانشمندان با ديدن آثار عظمت و قدرتش دست از ديدنش برداشتهاند.
پرسيد آيا خدا نمىتواند خود را چنان ظاهر كند كه او را ببينند و بشناسند بعد از روى يقين او را بپرستند؟ فرمود: محال جواب ندارد.
گفت به چه دليل وجود انبياء و پيامبران را ثابت مىكنند؟ فرمود: وقتى ما ثابت كرديم داراى آفريننده و سازندهاى هستيم كه بسيار برتر و منزهتر از ما و جميع موجودات است و او حكيم است و نمىتوانند مخلوقات او را مشاهده كنند و نه لمس نمايند و با آنها همكارى كند و آنها با او همكارى كنند و با آنها به استدلال بپردازند و آنها با او به بحث پردازند ثابت مىشود كه داراى سفيرانى در ميان مخلوق است كه آنها را راهنمائى به مصالح و منافع و موجبات بقاء كه ترك آنها سبب فنايشان