احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٨ - مناظره عمران صابى
مأمون رو به جانب حضرت رضا ٧ نموده، گفت بحث خود را ادامه دهيد. او متكلم خراسان است. باز امام (ع) به او فرمود: بالاخره اراده را قديمى مىدانى يا غير قديم زيرا اگر چيزى ازلى نبود بايد حادث باشد و اگر حادث باشد هرگز نمىتواند ازلى باشد.
سليمان گفت اراده خدا جزئى از اوست، همان طور كه شنوائى جزئى و بينائى جزئى و علم جزئى از اوست. حضرت رضا ٧ سؤال كرد پس اراده، نفس خدا است؟ گفت نه[١]. فرمود: پس ارادهكننده (مريد) مانند سميع و بصير نيست (چون اين صفات عين ذات خدا است) و سليمان مىگفت اراده عين ذات او نيست.
سليمان در جواب گفت خدا اراده نفس خود را كرده، چنانچه نفس خويش را شنيده و نفس خود را مىبيند و علم به نفس خود دارد. حضرت رضا فرمود: معنى اينكه نفس خود را اراده نموده يعنى چه؟ اراده كرده چيزى باشد يا اراده كرده حى و زنده باشد يا شنوا و بينا باشد يا قدير و توانا؟
گفت بلى، منظورم همين است. فرمود: پس اين حى و سميع و بصير و عليم بوسيله ارادهاش بوجود آمده؟ سليمان كه متوجه شد تفسير نامناسبى براى اراده كرده و به اشكال بر مىخورد گفت نه، چنين نيست كه اينها به ارادهاش به وجود آمده باشد.
حضرت رضا فرمود: پس در اين صورت اينكه مىگوئى به ارادهاش حى بودن و سميع و بصير بودن پيدا شده، حرفى است بىمعنى، زيرا گفتى به ارادهاش به وجود نيامده. باز سليمان نتوانست حرف سابق خود را منكر شود، گفت چرا، همه اينها به ارادهاش پيدا شده. در اين موقع مأمون و اطرافيان با صداى بلند شروع به خنده كردند.
حضرت رضا ٧ نيز خنديد و رو به جانب حاضرين نموده، فرمود: پس بنا به عقيده تو، خدا از وضعى كه داشته تغيير يافته و دگرگونى در او پيدا شده (چون به ارادهاش شنوائى و بينائى و ... به وجود آمده) و اين اعتقادى است كه خداوند، منزه از
[١] وقتى او اراده را با علم و سمع يكى دانست فرمود: پس اراده عين خدا است، چون صفات خدا عين ذات اوست.