احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠٥ - استدلال ديگر شيخ مفيد
بوده است. شيخ مفيد گفت چرا همين طور بوده. آن جناب گفت پس در مورد اين آيه چه مىگوئى كه خداوند مىفرمايد وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ.
مگر خداوند به او دستور نداده كه در راى و اظهار نظر از آنها كمك بگيرد و او را نيازمند به مشاورت ايشان كرده. چگونه ادعاى تو صحيح است با ظاهر اين آيه قرآن و عمل پيامبر ٦؟ شيخ در جواب گفت پيامبر اكرم ٦ با اصحاب خود مشورت نكرد به اين طور كه نيازمند براى آنها باشد و نيازى به مشورت آنها نداشت چنانچه تو خيالى مىكنى، بلكه مشورت او جهت ديگرى داشت كه برايت توضيح مىدهم و توضيح آن چنين است كه ما معتقديم پيامبر اكرم ٦ از ارتكاب كبائر معصوم است گرچه تو در انجام صغائر با ما مخالف هستى. به اجماع تمام مسلمانان كاملترين خلق و صاحبنظرترين آنها و عاقلترين ايشان بود و از همه تدبير و انديشهاش محكمتر بود. ارتباط بين او و خدا پيوسته برقرار بود و ملائكه پيوسته بر او نازل مىشدند و او را مدد نموده در راه تهذيب كمك بودند و او را از مصالح و واقعيات مطلع مىكردند. وقتى داراى چنين امتيازاتى باشد ديگر نيازى به اظهار نظر ديگران نداشت زيرا هر كس را نام ببرى پائينتر از پيامبر ٦ بوده و مشورت كردن با ديگران براى استفاده از اظهار نظر آنها است و اقتباس از نظرش وقتى بداند كه او صاحبنظرتر است و داراى تدبير و انديشه محكمترى است يا عقل كاملترى دارد و يا اين احتمال را بدهد. اما وقتى بداند كه او در اين موارد پائينتر از خود اوست ديگر جاى استفاده و استعانت باقى نمىماند زيرا كامل احتياجى به ناقص ندارد در راه رسيدن به رشد و كمال چنانچه عالم به جاهل نيازمند نيست در راه رسيدن به مسائل علمى آيه نيز با مضمون خود شاهد همين مطلب است. مگر توجه ندارى كه خداوند مىفرمايد وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ انجام امر را به تصميم پيامبر و در اختيار او مىگذارد نه به رأى و صوابديد آنها. اگر امر به مشورت با آنها كرده بود تا راه خطا را از صواب تشخيص دهد بايد مىفرمود فاذا أشاروا عليك فاعمل وقتى رأى دادند به آن عمل كن و اگر اتفاق در