احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٥ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
گرفت و با عقايد نصرانيان مخلوط كرد و با اين كار هر دو اعتقاد را فاسد و سياه نمود و مطابق هيچ يك از اين دو مذهب سخنى نگفت و مىگفت جهان از دو خدا به وجود آمده، نور و ظلمت و نور داخل ظلمت قرار گرفته همان طور كه نقل كرديم نصرانيان او را تكذيب كردند ولى مجوس عقايد او را پذيرفتند[١].
گفت بفرمائيد آيا خداوند براى مجوسان پيامبرى فرستاد. چون من كتاب محكم و پند و اندرز به معنى دستور العمل شفا بخشى ميان آنها نديدهام و اقرار به ثواب و عقاب و شرايعى كه عمل كنند ندارند.
فرمود: هيچ امت وجود ندارد مگر اينكه پيامبرى ميان آنها وجود داشته و رسولى با كتاب از جانب خدا برانگيخته شده اما انكارش كردهاند. آن مرد گفت پيامبر مجوسان كيست؟ بعضى از مردم خالد بن سنان را معرفى مىكنند. فرمود: خالد بن سنان مرد عربى بيابانى بود نه پيامبر، اين حرفى است كه بعضى از مردم مىزنند.
گفت پس زردشت بود؟ فرمود: زردشت براى آنها زمزمه (كه يك نوع صدائى است موقع خوردن از دماغ خارج مىكنند بىآنكه لب و دهان را به كار اندازند) و ادعاى پيامبرى كرد برخى ايمان آوردند و گروهى نيز منكر شدند او را در بيابان انداختند، درندگان بدنش را خوردند.
گفت بفرمائيد مجوس به واقعيت نزديكتر بودند در زمان خود يا عرب؟
فرمود: عرب در آن زمان بدين حنيف نزديكتر از مجوس بودند.
زيرا مجوس كافر تمام انبياء و منكر كتب آنهايند و برهان و دليل ايشان را نمىپذيرند و خود را موظف دين و آداب هيچ پيامبرى نمىدانند. كيخسرو پادشاه مجوس در آن زمان سيصد پيامبر را كشت. مجوس غسل از جنابت نمىكرد كه عرب مىكرد و اين غسل از آثار خالص ملت حنيف است. مجوسان ختنه نمىكردند با اينكه ختنه از سنن انبياء است و اولين كسى كه ختنه كرد ابراهيم خليل بود. مجوسيها مردههاى خود را غسل نمىدادند و كفن نمىكردند، اما عرب اين كار را مىكرد.
[١] جزء ١٠ ص ١٦٤.