احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٧ - مناظرهاى ديگر
خود اين مرد حكم قرار داد، با اينكه سرآمد چنين عقيدهايست بىآنكه ضرورتى ايجاب نمايد. دو مرد مختلف را به عنوان حكم پذيرفت كه يكى مخالف عقيده اوست و او را نسبت به كفر مىدهد، ديگرى مذهب او را مىپسندد، اگر اين كار را صحيح انجام داده على ٧ به انجام آن شايستهتر است و اگر خطا كرده و كافر شده ديگر احتياجى نداريم به مناظره، زيرا خود گواه شده است بر كفر خويش. توجه به اينكه خودش كافر است يا مؤمن مهمتر است از اينكه على ٧ را كافر مىداند يا نه. هارون خوشش آمد دستور داد به او جايزه بدهند.
مناظرهاى ديگر
شيخ ادام الله بقاه گفت هشام از بزرگترين ياران حضرت صادق ٧ بود، مردى فقيه و روايات زيادى نقل كرده، از صحابه حضرت صادق ٧ به شمار مىرفت و خدمت حضرت موسى بن جعفر ٧ نيز رسيده بود، او را ابا محمد و ابا الحكم مىگفتند و مولى بنى شيبان و ساكن كوفه بود. به مقامى در خدمت امام صادق ٧ رسيد كه روزى در منى وارد بر امام شد تازه موى بر گونهاش روئيده بود و در محضر امام شخصيتهاى بزرگ شيعه از قبيل حمران بن اعين و قيس ماصر و يونس بن يعقوب و ابى جعفر احول و ديگران حضور داشتند. او را بر تمامى آنها برترى بخشيد با اينكه همه از او بزرگتر بودند در سنّ، وقتى متوجه شد كه اين برترى موجب ناراحتى اصحاب شد فرمود
هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و يده
اين جوان ياور ما است با دل و دست و زبان.
روزى از امام ٧ از اسماء الله و اشتقاق آنها سؤال كرده بود. آن جناب جواب داد بعد به او فرمود: فهميدى آن طور كه بتوانى دشمنان ملحد ما را دفع كنى؟
عرض كرد آرى
قال ابو عبد الله ٧ نفك الله عز و جل به و ثبتك
خداوند تو را بهرهمند كند از اين و ثابت قدم بدارد تو را.
هشام گفت به خدا قسم از آن وقت تاكنون هيچ كس در توحيد نتوانسته بر من