احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧١ - بخش چهارم احتجاج على
سهّل لي تناول ما يبعد عني منها
اين كار را كرد دست راستش بلند شد و به خرما رسيد خوشههاى ديگر پائين آمد روى زمين اما ساقه خوشه بلند و دراز شد تا به زمين برسد.
امير المؤمنين ٧ گفت اگر تو از اين خرماها بخورى و ايمان نياورى به كسى كه اين عجائب را برايت آشكار نمود به زودى خداوند گرفتار عقابت مىكند تا عبرتى براى خردمندان و جهّال باشى. يونانى گفت اگر من بعد از اين همه مشاهدات كافر شوم ديگر خيلى عناد و لجبازى كردهام و خويشتن را دچار هلاك نمودهام.
گواهى مىدهم كه تو از بندگان خاص خدا و آنچه نقل كردى راست و درست بود اينك هر دستورى به من بدهى انجام مىدهم.
فرمود اقرار به وحدانيت خدا بياور و گواهى به جود و حكمت او بنما و او را منزه از كارهاى بيهوده و فساد و ستم به زن و مرد بدان و شهادت به رسالت حضرت محمد ٦ و وصايت من بده و گواهى بده به اينكه على همان كسى كه اين عجائب را به تو نشان داد و بهرهمند از معجزاتت نمود بهترين خلق خدا پس از محمد مصطفى است ٦ و از همه شايستهتر به مقام و سزاوارتر به اداره احكام و شرايع مذهبى است. بدان دوستان او دوستان خدا و دشمنانش، دشمنان خدايند و بدان كه مؤمنانى كه مكلف به همين دستوراتى كه به تو آموختم هستند آنها بهترين افراد امت محمد ٦ و برگزيده از شيعيان على ٧ هستند.
دستور مىدهم از آنچه خداوند به تو ارزانى داشته از نعمتهايش كمك كنى به برادران هم عقيده خود و جلو فقر و فاقه آنها را بگيرى و از ناتوانى و نيازمندى آنها را رهائى بخشى هر كس در ايمان با تو مساوى بود در مال به جان از او دريغ ندارى و هر كه برتر از تو بود در ايمان او را بر خود مقدم دارى از مال تا خداوند ببيند كه دين او در نظر تو مقدم بر مال است و دوستانش را تو از زن و فرزند خود بيشتر گرامى مىدارى. به تو سفارش مىكنم آنچه از اسرار ما آموختى نگه بدارى براى كسانى كه به عناد و لجبازى برخورد مىكنند افشا و آشكار نكنى و با تو از در ناسزا و لعنت و