احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤٧ - استدلالى در مورد مناظره
من چند كلمه از آن اعتقاد را مختصر عرض مىكنم. او مىگويد خدا جسم است زيرا اشياء دو نوع هستند:
١- جسم ٢- فعل جسم. پس جايز نيست خدا به معنى فعل باشد. بايد به معنى فاعل باشد. امام صادق ٧ فرمود: واى بر او. مگر نمىداند جسم محدود و متناهى است و قابل زياد و كم شدن است و هر چه اين قابليت را داشت مخلوق است. اگر خدا جسم باشد بين خالق و مخلوق فرقى نيست. اين استدلال حضرت صادق ٧ در رد هشام و عقيدهاى كه ابراز داشته چگونه ما از معتزله گرفتهايم. مگر آدم دين نداشته باشد چنين نسبتى را بدهد.
گفتم آنها مدعى هستند كه جماعت شيعه قائل به جبر و ديدن خدا بودهاند تا آنجا كه گروهى از متأخرين نيز اين نقل را كردهاند كه معتزليان نيز از آنهايند. آيا روايتى داريم بر خلاف ادعاى آنها؟
فرمود: اين هم مانند اولى است. هرگز دانشمندان ما قائل به جبر نشدهاند مگر يك عامى و بيسوادى باشد كه تأويل اخبار را نداند يا فرد نادرى از فقها و اهل نظر و روايت آل محمد ٦ در مورد ديده نشدن خدا و عدالت بيشتر از حد شماره است.
حجاج بن عبد الله گفت از پدرم شنيدم مىگفت شنيدم از حضرت صادق ٧ كه با شخصيتترين دانشمندان و اهل فضل بود. از افعال عباد پرسيدند فرمود: هر چه را خداوند وعده ثواب يا تهديد به عقاب كرده از افعال بندگان است.
و فرمود: پدرم از پدر خود على بن الحسين نقل كرد كه پيامبر اكرم ٦ فرمود در ضمن فرمايش خود آنها اعمال شما است كه بازگشتش به سوى خود شما است. هر كس به خوبى رسيد خدا را سپاسگزار باشد و اگر چيز ديگرى يافت جز خود را ملامت نكند.
اما ديده نشدن خدا بوسيله چشم كه اجماع فقها و متكلمين از تمام شيعه است جز آنچه از هشام بر خلاف آن نقل شد و دلائل زيادى در اين مورد از حضرت صادق و باقر ٨ نقل شده. نامهاى به حضرت هادى ٧ نوشتند و از ديده