احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٧ - مناظره عمران صابى
كرد كه او را خدمت حضرت رضا ٧ ببرم. از امام ٧ اجازه خواستم، فرمود: بگو بيايد. وقتى وارد شد، به زمين افتاد و فرش امام را بوسيد و گفت در دين ما چنين رسم است كه شخصيتهاى بزرگ زمان خود را احترام نمائيم. سپس گفت آقا چه مىفرمائيد در باره گروهى كه ادعائى بنمايند گروه ديگرى سخن آنها را تائيد مىكنند؟ فرمود: اين ادعا به نفع گروه اول ثابت مىشود. گفت اما گروه ديگرى ادعائى مىكنند ولى شاهدى از غير كيش و مذهب خود پيدا مىكنند. فرمود: آنها به نفع خود نمىتوانند مدعى را اثبات نمايند.
ابو قره گفت ما ادعا كرديم كه عيسى روح الله و كلمة الله است مسلمانان ادعاى ما را پذيرفتند ولى مسلمانان ادعا كردند كه محمد ٦ پيامبر است اما ما تابع آنها نشديم، پس آنچه ما مدعى هستيم بهتر است از آنچه آنها ادعا كردهاند.
حضرت رضا ٧ فرمود: اسم تو چيست؟
گفت يوحنا. فرمود: يوحنا ما به آن عيسى ايمان داريم كه ايمان به محمد داشته باشد و بشارت به آمدن او بدهد و اقرار نمايد براى خود كه بنده خدا است. اگر آن عيسى كه تو معتقدى روح الله و كلمة الله است، عيسائى است كه ايمان به محمد ندارد و بشارت به او نمىدهد و اقرار به بندگى خود نسبت به خدا ندارد، ما از چنين عيسائى بيزاريم. پس ما و تو چطور در يك عقيده اجتماع نموديم. از جاى حركت كرده، گفت به صفوان حركت كن برويم اين جلسه، براى ما سودى ندارد.
عيون اخبار الرضا ٧ صفحه ٧٧.
ابو الصلت عبد السلام بن صالح هروى گفت مأمون از حضرت رضا ٧ اين آيه را پرسيد وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا. فرمود: خداوند تبارك و تعالى عرش و آب و ملائكه را آفريد قبل از آفريدن آسمانها و زمين. ملائكه به واسطه وجود خودشان و عرش و آب استدلال بر وجود خداى تبارك و تعالى مىكردند. سپس عرش خود را بر آب نهاد تا قدرت خويش را به ملائكه نشان دهد و بدانند خداوند بر هر چيزى قادر است. سپس عرش خود را برافراشت و آن را بالاى هفت آسمان قرار داد.