احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٨ - مناظره عمران صابى
پس از آن آسمانها و زمين را آفريد در شش روز. در حالى كه استيلا بر عرش داشت تا ملائكه متوجه شوند خداوند آنچه را مىآفريند به تدريج و بفهمند و استدلال نمايند به حدوث و آفريده بودن موجودات يكى پس از ديگرى. خداوند عرش را نيافريد به واسطه احتياج به آن، چون از عرش بىنياز است و از هر چه آفريده و توصيف نمىشود به اينكه در جايى قرار دارد چون جسم نيست، منزه است از صفات مخلوقات خويش.
اما اين فرموده خداوند لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا. خداوند خلق را آفريد تا آنها را بوسيله تكليف و عبادت بيازمايد نه آزمونى كه براى خودش امتحان و تجربه باشد. زيرا او خود عالم به تمام چيزها است. مأمون گفت عقده دلم را گشودى خدا عقده دلت را بگشايد يا ابا الحسن. سپس گفت يا ابن رسول الله معنى اين آيه چيست؟ وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ.
حضرت رضا ٧ فرمود: پدرم نقل كرد از آباء گرام خود از على بن ابى طالب : كه فرمود: مسلمانان به پيامبر اكرم ٦ عرض كردند يا رسول الله اگر به اجبار وادار كنى مردم را كه ايمان آورند عده ما زياد مىشود و بر دشمن پيروز مىشويم. فرمود: من كارى را از پيش خود انجام نمىدهم كه بدعتگذارم گزارم، بدون اينكه دستورى به من رسيده باشد و زور و اكراهى ندارم.
خداوند اين آيه را نازل كرد كه يا محمد (اگر بخواهد پروردگارت، تمام مردم روى زمين ايمان مىآورند) بصورت اجبار و اضطرار چنانچه اين ايمان اضطرارى را در آخرت با مشاهده كردن عذاب مىآورند. اگر چنين كارى بكنم ديگر استحقاق ثواب و ستايشى از طرف من نخواهند داشت. من مىخواهم آنها به ميل خود، بدون اجبار ايمان بياورند تا شايسته مقام و لطف و سكوت دائم در بهشت شوند (آيا تو مىخواهى وادار كنى مردم به زور ايمان آورند).
اما اين آيه وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ. معنى آيه اين نيست كه ايمان آوردن را بر آنها تحريم نمايد. معنى آيه اينست ايمان نمىآورد هيچ كس مگر