احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
او ايمان آورد. امير المؤمنين ٧ فرمود درست است به حضرت محمد ٦ بهتر از اين بخشيدند ديده معرفت و بصيرت گشود و بينش ايمان يافت اما ابراهيم در پانزده سالگى چنين بينشى يافت ولى حضرت محمد ٦ در هفت سالگى. گروهى از نصرانيان بعنوان تجارت بين صفا و مروه در مكه وارد شدند يكى از آنها چشم به پيامبر انداخت و آن جناب را شناخت با آثار و علائمى كه داشت.
گفت اسم تو چيست حضرت محمد ٦ فرمود محمد گفت اسم پدرت چيست جواب داد عبد الله گفت اسم اين چيست اشاره به زمين كرد فرمود زمين. اشاره به آسمان نموده گفت اسم اين چيست جواب داد آسمان گفتند آفريننده آنها كيست؟ گفت خداى توانا بعد به آنها پرخاش نموده گفت مرا در مورد خداى عزيز به شك مىاندازيد.
اى يهودى! او بينش توحيد و ديده خداشناسى داشت در حالى كه خويشاوندانش به ازلام اشتغال داشتند و كفار بت قربانى مىكردند و به پرستش بتها اشتغال مىورزيدند اما او مىگفت لا اله الا الله.
يهودى گفت خداوند ابراهيم را از نمرود به وسيله پوششهاى سهگانه پنهان كرد (مراد شكم مادر و رحم و زهدان است كه ولادتش از نمرود مخفى بود) على ٧ فرمود همين طور است اما حضرت محمد را خداوند از دشمنانش به وسيله پنج حجاب مخفى نمود كه تصميم قتلش را داشته سه حجاب در مقابل سه حجاب ابراهيم و دو حجاب ايشان بيشتر داشت خداوند در اين آيه مىفرمايد وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا اين حجاب اول وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا اين حجاب دوم فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ اين حجاب سوم بعد مىفرمايد وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً اين حجاب چهارم بعد مىفرمايد فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ اين هم حجاب پنجم.
يهودى گفت ابراهيم به وسيله دلائل خويش مبهوت و حيران كرد كافرى را كه با او به بحث پرداخته بود. على ٧ فرمود صحيح است حضرت محمد