احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٣ - بخش سوم احتجاجهاى امير المؤمنين
است از جاى داشتن و بزرگتر از آن است كه به مكان نياز داشته باشد در ازل بود كه مكان وجود نداشت اكنون نيز هست از حالى به حال ديگر تغيير نمىكند.
گفت احسن همين طور است اى دانشمند جوابى كوتاه دادى بگو آيا خداوند با حواس درك مىشود به نظر تو تا هر كس جوياى او شد به وسيله حواسّ خود خدا را درك نمايد اگر چنين نيست به چه صورت مىتوان معرفت پيدا كرد امير المؤمنين ٧ فرمود خداوند بزرگتر از آن است كه او را توصيف به مقدار نموده يا حواس دركش نمايد و يا با مقايسه نسبت به مردم شناخته شود و راه به شناخت او مصنوعات حيرت انگيز اوست كه عقلها را رهبرى به معرفتش مىنمايند و از وجود اين مصنوعات كه مشهور و معقول ما است پى به عظمتش مىبريم.
جاثليق گفت راست مىگوئى به خدا قسم اين حق و حقيقت است كه گمراهان در اين شناخت سرگردانند اينك بگو آنچه پيامبر شما در باره مسيح فرموده كه مخلوق خدا است به چه دليل ثابت مىكند كه عيسى مخلوق است و اولوهيت را از او نفى نموده و نقص به او نسبت داده مىدانى كه گروهى در دنيا اين اعتقاد را دارند.
امير المؤمنين ٧ در پاسخ گفت مخلوق بودن را به اين ثابت مىنمايد كه عيسى محدود است و وجود او را (طول و عرض و وزن و مقدار) احاطه نموده و داراى شكل است و از حالى به حال ديگر تغيير مىيابد و قابل افزايش و نقصان است اما او را از مقام پيامبرى نفى نمىكنم و نه مقام عصمت را از او مىگيرم داراى كمال و تأييد پروردگار بوده و از جانب خداوند به ما اطلاع داده شد: او مانند آدم است كه از گل آفريده شده و به او گفته باش بوجود آمده.
جاثليق گفت نمىتوان بر اين سخن ايرادى گرفت جز اينكه استدلال از چيزهائى است مردم در آن اشتراك دارند (چه آنها كه اين استدلال برايشان شده و چه ديگران) تو از كجا اين اطلاع را پيدا كردهاى (كه عيسى چنين متولد شده).
فرمود به همان جهت كه گفتم من از گذشته و آينده اطلاع دارم.
جاثليق گفت اينك يك نمونه از اين اطلاعات برايم نقل كن تا برايم ثابت شود ادعاى تو.