احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٣ - بخش بيست و پنجم مطالبى كه صدوق محمد بن بابويه رحمة الله عليهما از مذهب اماميه در يك جلسه براى اساتيد ذكر كرده
مسلمان از كافر ارث مىبرد اما كافر از مسلمان ارث نمىبرد. فرزندى كه از ملاعنه به وجود آمده باشد (يعنى مرد مدعى شده كه زنم زنا كرده وقتى لعان كنند از هم جدا مىشوند) پدرش از او ارث نمىبرد و نه كس ديگر قبل از پدر، اما مادر از او ارث مىبرد، اگر مادر نداشت، خاله و دائيهايش از طرف مادر ارث مىبرند وقتى لعانكننده اقرار به فرزندى آن فرزند بنمايد بچه به او ملحق مىشود اما زن بعد از لعان برنمىگردد. اگر پدر بميرد فرزند ارث مىبرد اما اگر فرزند بميرد پدرش ارث نمىبرد.
از شرايط دين اماميه يقين و اخلاص و توكل و رضا و تسليم و ورع و اجتهاد و زهد و عبادت و صدق و وفا و اداى امانت به شخص خوب و بد است و لو قاتل امام حسين ٧ باشد و نيكى به پدر و مادر و مروت داشتن و صبر و شجاعت و پرهيز از حرام و ريشه كن نمودن طمع از آنچه مردم دارند و امر به معروف و نهى از منكر و جهاد در راه خدا با جان و مال با شرائط مخصوصى كه دارا است و كمك به برادران و پاداش نيكيها و سپاس منعم و ستايش نيكوكار و قناعت و صله رحم و نيكى به پدران و مادران و حسن مجاورت و همسايگى و ديگران را بر خود مقدم داشتن و مصاحبت اخيار و دورى از اشرار و خوش معاشرت كردن و سلام دادن به همه مردم با اينكه معتقد باشد كه سلام خدا به ستمگران نمىرسد و احترام پيرمرد مسلمان و احترام به بزرگتر و رحم به كوچكتر و احترام به بزرگ هر فاميل و تواضع و خشوع و زياد ذكر خدا نمودن و تلاوت قرآن و دعا و چشمپوشى و تحمل و خوش رفتارى و تقيه و حسن معاشرت و فرو خوردن خشم و محبت به فقرا و مساكين و شركت در معيشت آنها و پرهيزگارى در پنهان و آشكارا و نيكى به زنان و بردگان و نگه داشتن زبان جز در راه خير و حسن ظن به خدا و پشيمانى از گناه و سخاوت وجود و اعتراف به تقصير و تمام كارهاى نيك و اخلاق پسنديده در دين و دنيا و پرهيز از كارهاى بد به طور اجمال و تفصيل و پرهيز از خشم و قهر و تعصب و حميت و كبر و ترك بزرگ منشى و ترك تحقير نمودن مردم و فخر و عجب و بد زبانى و فحش و ستم و قطع رحم و حسد و كارهاى بد و قسم دروغ و كتمان