احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥١ - بخش هفدهم اخبارى كه على بن جعفر از برادر خود موسى بن جعفر
سؤال كردم از مردى كه صدقه بدهد به يكى از فرزندانش بعد بخواهد ديگرى را در آن صدقهاى كه به فرزندش داده شريك كند صحيح است؟ فرمود: پدر در مال فرزند خود هر چه بخواهد مىكند. بخشش پدر به فرزند مانند صدقه است به ديگرى (در نسخه ديگرى بخشش پدر به فرزند شبيه صدقه ديگرى است به او).
پرسيدم دو نفر نصرانى يكى به ديگرى خوك يا شراب مىفروشد تا مدت معينى قبل از پرداخت پول هر دو مسلمان مىشوند آيا بعد از مسلمان شدن مىتوانند پول آن را بگيرند؟ فرمود: پول متعلق به اوست، مىتواند بگيرد.
پرسيدم از مردى كه سه نفر عليه او شهادت دادند كه زنا كرده با فلان زن، نفر چهارم مىگويد نمىدانم با چه كسى زنا كرده با آن زن يا ديگرى. فرمود: حال مرد چگونه است اگر زن داشته باشد يا نداشته باشد حديث تمام نشد[١].
پرسيدم مردى زنش را طلاق مىدهد قبل از آنكه همبستر شده باشد اما آن زن مدعى شود كه از آن مرد حامله است؟ فرمود: اگر گواهان شهادت دادند كه او به حجله رفته و بعد انكار فرزند را مىكند با او لعان مىكند و از آن زن جدا مىشود بايد تمام مهر را بپردازد.
پرسيدم از نان كه با روغن مخلوط مىشود؟ فرمود اشكالى ندارد.
پرسيدم مىتوان در رختخواب يهودى خوابيد؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم در لباس نصرانى و يهودى مىتواند مسلمان نماز بخواند؟ فرمود: نه.
پرسيدم از مردى كه نسبت زنا به زن خود داده سپس او را طلاق مىدهد، بعد زن حق خويش را در مورد اين نسبت زنا طلب مىكند؟ فرمود: اگر اقرار كند بايد او را تازيانه زد و اگر در عدّه بود با او لعان مىكند.
پرسيدم مرد مسلمانى كه زنى يهودى يا نصرانى يا كنيزى دارد بچهاش را منكر مىشود و او را نسبت به زنا مىدهد آيا بايد لعان كنند؟ فرمود: نه.
[١] حديث از جايى كه گرفته شده همين طور ناقص بوده ولى به روايت تهذيب كه عمار همين سؤال مىكند، مىفرمايد نه حد زده مىشود و نه رجم مىشود.