احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٧ - بخش پنجم سؤالهاى شامى از امير المؤمنين
فرمود آن صبح است كه تنفس مىكند. پرسيد كدامند پنج پيامبرى كه به عربى سخن گفتهاند. فرمود هود، شعيب، صالح، اسماعيل، محمد ٦.
اين شخص نيز نشست و سوّمى از جاى برخاست سؤال كرد ولى از در لجبازى درآمد گفت يا امير المؤمنين ٧ اين آيه را برايم توضيح بده يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ اينها كيانند كه فرار مىكنند؟ فرمود قابيل از هابيل و آن كسى كه از مادرش فرار مىكند موسى است و آن كس كه از پدرش فرار مىكند ابراهيم است و كسى كه از زن خود فرار مىكند لوط است و آن كس كه از فرزندش فرار مىكند نوح است كه از فرزند خود كنعان فرار مىكند.
گفت چه كسى براى اولين بار مرگ ناگهانى كرد؟ فرمود داود كه روى منبر در روز چهارشنبه از دنيا رفت. گفت كدامند آن چهار چيز كه از چهار چيز سير نمىشوند؟ فرمود زمين از باران و ماده از نر و چشم از نظر و عالم از علم. گفت اولين كسى كه دينار و درهم را سكه زد كه بود؟ فرمود نمرود بن كنعان بعد از نوح.
پرسيد اولين كسى كه عمل قوم لوط را انجام داد كه بود؟ فرمود ابليس كه اجازه داد با او وطى كنند. از صداى كبوتر راعبيه پرسيد فرمود او نفرين مىكند به كسانى كه مشغول رقص و آواز و تار و طنبورند. از كنيه براق پرسيد فرمود او را ابا هزال مىگفتند. گفت چرا تبّع را تبّع گفتهاند؟ فرمود او غلامى نويسنده بود و منشى پادشاه.
هر وقت نامهاى مىنوشت آغاز نامه را
بسم الله الذى خلق صبحا و ريحا
قرار مىداد.
پادشاه گفت وقتى نامه مىنويسى ابتداى آن را به نام ملك رعد بنويس. گفت جز به نام پروردگارم آغاز نمىكنم بعد هر چه مايلى بگو بنويسم خداوند سپاس عقيده او را گذاشت و پاداش او را چنين قرار داد كه پس از اين پادشاه سلطنت به او رسيد و مردم تابع و پيرو او شدند بهمين جهت تبّع نام گرفت.
پرسيد چرا بز دم كوتاه دارد (بعضى از نسخهها دم او برافراشته است) و عورت و نشيمنگاهش مكشوف است؟ فرمود چون بز با نوح مخالفت كرد وقتى او را داخل كشتى نمود به زور او را انداخت دمش كنده شد اما گوسفند روى نشيمنگاهش پوشيده است چون خودش وارد كشتى شد نوح دستى بر پشت او كشيد و دمش روى رانهايش را گرفت.
از سخن بهشتيان سؤال كرد فرمود اهل بهشت به عربى صحبت مىكنند. از