احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٣ - بخش هشتم آنچه امير المؤمنين
است. عمر دنيا چقدر است؟ فرمود هفت هزار ديگر حدى نيست (شايد از زمان خلقت آدم تا زمان خود را مىفرمايد) آن مرد گفت صحيح است.
گفت بكه كجاى مكه است؟ فرمود مكه اطراف حرم است و بكه محل خانه خدا است. گفت صحيح مىفرمائيد. پرسيد چرا مكه نام گرفته؟ فرمود زيرا خداوند زمين را از زير آن مكّ نموده يعنى كشانده. پرسيد پس چرا بكه نام گرفته؟ فرمود زيرا اين خانه گردن ستمگران و تبهكاران را در هم شكسته. گفت راست مىگوئى.
گفت خدا قبل از اينكه عرش را بيافريند كجا بود؟ فرمود منزه است خدائى كه كنه صفات او را حاملين عرش با قرب مقام كرامتى كه دارند درك نمىكنند و نه ملائكه مقرب مىتوانند انوار دامن جلالش را بيابند. واى بر تو گفته نمىشود خدا كجا است و در چيست و نه كدام است و نه چگونه است؟ گفت صحيح است. اما چقدر عرش خدا بر روى آب بود قبل از آفرينش زمين و آسمان؟ فرمود مىتوانى حساب كنى؟ گفت بلى. فرمود شايد نتوانى حساب اين عدد را بنمائى. جواب داد نه من خوب مىتوانم حساب كنم.
فرمود اگر دانه خردل به روى زمين بريزند تا آسمان را پر كند فاصله بين زمين و آسمان بعد به تو اجازه دهند كه يك دانه يك دانه با اين ناتوانى كه دارى از مشرق به مغرب آنها را حمل كنى عمرت را طولانى كنند و به تو نيروى چنين كارى بدهند تا نقل نمائى و بشمارى اين كار آسانتر است از تعداد سالهائى كه عرش بر روى آب بود قبل از آفرينش زمين و آسمان من براى تو يك دهم يك دهم از يك دهمها از يك جزء از صد هزار جزء را توضيح دادم استغفار مىكنم از اينكه كم كردم و اندازه معينى نمودم.
آن مرد سر خود را تكانى داد و شروع به خواندن اين شعر كرد:
|
انت اهل العلم يا هادى الهدى |
تحبر من الشك الغياهيبا |
|
|
حزت اقاصى العلوم فما |
تبصر ان غولبت مغلوبا |
|