احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣٥ - اين هم مناظرهاى از حضرت رضا
مفتخر فرمائيد.
فرمود: يحيى! چه مىگوئى در باره مردى كه ادعاى راستگوئى در باره خود بنمايد ولى راستگويان را تكذيب كند آيا او راستگو و حقيقتجو است در دين خود يا دروغگو است؟ يحيى نتوانست جواب بدهد. ساعتى فرو ماند.
مأمون گفت جواب بده. يحيى گفت مرا مغلوب نمود يا امير المؤمنين. مأمون رو به حضرت رضا ٧ نموده گفت اين چه سؤالى بود كه يحيى خود اعتراف مىنمايد كه از جواب آن فرو مانده. امام ٧ فرمود: اگر يحيى بپذيرد كه راستگويان را تصديق نموده در اين صورت امامت صحيح نيست براى كسى كه خود اعتراف به عجز نمايد كه خود بالاى منبر پيامبر ٦ فرياد زد
وليتكم و لست بخيركم
من فرمانرواى شما شدهام اما بهترين شما نيستم با اينكه بايد امير بهتر از رعيت باشد و اگر يحيى بپذيرد كه تصديق صادقين را نموده باز امامت صلاح نيست براى كسى كه اقرار نمايد در منبر پيامبر ٦ نسبت به خود كه
ان لى شيطانا يعترينى
مرا شيطانى است كه دچارم مىشود. امام را نبايد شيطان دچار شود. اگر گمان يحيى تصديق صادقين باشد در اين صورت امامت شخصى كه دوستش به ضرر او اقرار نمود صحيح نيست زيرا عمر گفت
كانت بيعة ابى بكر فلتة وقى الله شرها فمن عاد الى مثلها فاقتلوه
بيعت با ابا بكر كار عجولانهاى بود كه خداوند شر اين بيعت را نگه داشت. اگر كسى مبادرت به چنين كارى بنمايد او را بكشيد.
در اين موقع مأمون فرياد زد متفرق شويد. همه متفرق شدند. آن گاه روى به بنى هاشم نموده. گفت من به شما نگفتم باب مناظره را نگشائيد و مردم را جمع نكنيد. اينها علمشان از علم پيامبر اكرم ٦ است.
در كتاب صفوانى است كه حضرت رضا ٧ به ابو قره نصرانى گفت در باره حضرت مسيح چه مىگوئى؟ گفت آقا او از خدا است. فرمود: منظورت از (من) كه از خدا است چيست؟ (من) چهار قسم است كه پنجمى ندارد. يا منظورت جزء از كل است. در اين صورت خدا را تجزيهپذير دانستهاى يا مانند سركه است كه از شراب بوجود آيد. اين هم تغيير ماهيت و استحاله است يا مانند فرزند كه از پدر بوجود مىآيد باز از راه آميزش جنسى است يا چون مصنوع كه از صنعتگر بوجود آمده. اين