احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٢ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
از دشمنى مىترسند كه قدرتى داشته باشد كه موجب سود و زيان گردد اگر تصميم بگيرد، بتواند متصرف شود يا قدرت را از او سلب نمايد، اما شيطان را خدا آفريد تا او را بپرستد و به وحدانيتش اقرار نمايد. در همان موقع كه آفريد مىدانست چكاره خواهد شد. شيطان سالها با ملائكه به عبادت مشغول بود تا بالاخره به وسيله سجده بر آدم او را آزمايش كرد. شيطان از روى رشگ و حسد و بدبختى از سجده كردن امتناع نمود.
خداوند او را لعنت كرد و از ميان ملائكه خارجش نمود و ملعون و مطرود به زمين فرستادش. شيطان از آن موقع دشمن آدم و فرزندانش شد و قدرتى بر فرزندان آدم جز وسوسه و تشويق به كار بد ندارد با همان مخالفت و سرپيچى كه نمود باز اقرار به خدايى داشت.
گفت آيا سجده براى غير خدا صحيح است؟ فرمود: نه. گفت: پس چگونه خداوند ملائكه را دستور داد بر آدم سجده كنند؟ فرمود: كسى كه به امر و دستور خدا سجده كند او براى خدا است زيرا اطاعت فرمان او را نموده. پرسيد كهانت و جادوگرى از كجا به وجود آمد و چگونه خبر از آينده مىدهند؟ فرمود: كهانت در جاهليت بود هر موقعى كه فاصلهاى پيدا مىشود از عصر پيامبران كاهن شبيه حاكم و داور ميان مردم بود مسائل و وقايعى را كه نمىدانستند به او مراجعه مىكردند او نيز جريانهائى كه بعد به وجود مىآيد به آنها اطلاع مىداد، اين اطلاع كاهن از آينده به چند طريق پيدا مىشد.
تيز بينى و تيز هوشى و به خاطر خطور كردن و زيركى و گاهى بر دلش القاء مىشد، زيرا آنچه در روى زمين به وجود مىآيد شيطان مطلع است، آن را به كاهن مىرساند و وقايع اطراف و داخل منازل را به او مىگويد.
در مورد خبرهاى آسمانى شياطين مىرفتند در جاهائى كه چيزى به گوش آنها برسد در آن موقعى كه از استراق سمع ممنوع نبودند و هدف سنگهاى آسمانى قرار نمىگرفتند. علت اينكه از آنها جلوگيرى به عمل آمد تا روى زمين از اشخاص عملى شبيه وحى به وجود نيايد تا مسأله تشخيص پيامبر و نبوت بر مردم مشكل شود تا