احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢٠ - استدلال در مورد شفاعت
مىشود منظورشان اينست كه آن جناب نجات مىبخشد از آتش يا مىگويند خداوند به فضل و رحمت خود نجات مىبخشد و اين امتياز را از جهت احترام به پيامبرش بخشيده. پس چگونه با اين آيه مىخواهد منكر شفاعت شود؟ مگر نمىداند كه حريفهاى او و مخالفينش معتقدند كه بايد در مورد اخبار توقف نمود و به ظاهر خبر قطع بر عموم و كليت پيدا نمىكنند. اگر آيه بفهماند كه احدى از آتش خارج نمىشود چنين مفهومى ظاهر و قطعى نيست در نزد آنها با اينكه خود جمله آيه گروه مخصوصى را بيان مىكند نه همه را با اين قيد أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ آن اشخاص كيان هستند كه اين آيه شامل آنها است. دليل ديگرى لازم دارد تا معرفى نمايد. از خود آيه فهميده نمىشود اجماع است بر اينكه آيه متوجه كفار است. كسى از مسلمانان هم هرگز معتقد نشده كه شفاعت در مورد كفار هم هست. پس آنچه را خياط دليل گرفته باعث ردّ خود او مىشود. ابو القاسم كعبى گفت خياط در ردّ شفاعت اين آيه را نيز دليل مىگرفت تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ. إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ. وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ.
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ. وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ شيخ مفيد فرمود: من عجيبتر از شما معتزليان نديدهام در مورد آن عقايدى كه با ديگران شريك هستيد. بهترين سخن و استدلال را داريد. همين كه سخن به امامت و ارجاء مىرسد يك مرتبه بىربط و عاميانه صحبت مىكنيد و اشتباه مىكنيد كوركورانه نمىفهميد چه مىگوئيد و چه مىبافيد. اما جاى تعجب نيست زيرا شما در مطالبى كه از ديگران ياد گرفتهايد و كمك به شما كردهاند خوب صحبت مىكنيد اما در عقايد اختصاصى خودتان قدرت نداريد. مخصوصا وقتى كه مىخواهيد باطلى را بر كرسى بنشانيد كه هيچ كس قدرت اثبات باطل ندارد اما تعجب از ادعاى فضيلتى است كه براى خود مىكنيد و خود را از ديگران ممتاز مىدانيد. به خدا قسم اگر اين استدلال را مخالف شما براى ما نقل كند، ما مشكوك مىشويم در مورد نقل او ولى جاى شك نيست. اساتيد شما از استادهاى خود نقل مىكنند بعد به همين نقل هم اكتفا نكرده، با افتخار و مباهات استدلال مىنمايند و تو اى مرد از بلند پردازى در اين