احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٩ - بخش نهم مناظرات امام حسن و امام حسين
خواهيد رفت؟! بدانيد ما با اين شخص (اشاره به معاويه كرد) بيعت كرديم وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ شايد آزمايشى براى شما باشد و استفاده كردن براى مدت معينى از دنيا.
مردم كسى را نمىتوان سرزنش كرد به واگذاردن حق خويش و اما سرزنش براى كسى است كه حق ديگرى را بستاند. هر راست و درستى سودمند است و هر خطا و نادرستى زيانآور مثلا مسأله قضاوت سليمان كه حكم را خداوند به سليمان آموخت و از آن سود برد اما براى داود زيانى نداشت (منظور شايد اين باشد كه انبياء و اوصياء مأمور به دستور خدايند و بر آنها عيب و ايرادى نمىتوان گرفت كه چرا داود ندانست).
قرابت و خويشاوندى با پيامبر ٦ براى مشرك سودمند است. به خدا قسم براى مؤمن سودمندتر است. پيامبر اكرم ٦ به عموى خود ابو طالب هنگام مرگ فرمود بگو
لا اله الا الله
از تو شفاعت مىكنم روز قيامت.
هرگز پيامبر به او چنين حرفى نمىزد و چنين وعدهاى نمىداد مگر اينكه يقين داشت كه او اين مقام را دارد (شايد براى الزام مردم بود كه مدعى بودند ابو طالب مشرك است تا آشكارا ايمان او را ببينند)[١] چنين مقامى هيچ كس را نيست جز جد
[١] داخل پرانتز از بيان خود مجلسى است در آخر روايت شايد مسأله توبه را امام به ميان مىكشد بصورتى كه خود آنها قبول داشتهاند و گر نه شيعه اعتقاد به ايمان قبلى او دارد طبق دلائل زياد از رفتارش با پيامبر ٦ و استغفارى كه حاكى از ايمان او به خدا و پيامبر در روز قيامت است و رواياتى كه از ائمه : رسيده در مورد ايمان ابو طالب زيديها و گروهى از اهل سنت نيز در مورد ابو طالب همين اعتقاد را دارند و كتابها در اين باره نوشتهاند از آن جمله سيوطى كتاب بغيه الطالب في ايمان ابى طالب و سيد احمد زينى دحلان اسنى المطالب في نجاة ابى طالب و از شيعه در اين مورد از قديم و جديد بيش از چهل كتاب نوشته شده است.