احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٦ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
بد را او انجام مىدهد خدا نهى كرده. گفت: مگر كارى كه مىكند به وسيله آلت و اعضائى نيست كه خدا در او تركيب كرده؟ فرمود: چرا، اما به وسيله همان آلتى كه كار خوب انجام مىدهد قادر است كار بدى را كه از آن نهى نموده انجام دهد.
گفت آيا بنده را در اين مورد اختيارى هست؟ فرمود: هر چه خدا او را از آن بازداشته مىدانسته كه قادر به ترك آن هست و هر چه به آن امر كرده مىدانسته كه مىتواند انجام دهد زيرا هرگز خداوند ستم روا نمىدارد و كار بيهوده نمىكند و چيزى را كه نمىتوانند انجام دهند تكليف نمىنمايد.
گفت كسى كه خدا او را كافر آفريده مىتواند ايمان بياورد؟ آيا خداوند مىتواند اعتراض بر او نمايد كه چرا ايمان نياورده؟ فرمود: خداوند همه مردم را مسلمان آفريده، كافر شدن اسمى است كه بعد از طرز كار و زندگى بر انسان نهاده مىشود. هنگام آفرينش خدا او را كافر نيافريده پس از آنكه به موقعيتى كه حجت بر او تمام مىگردد و سرپيچى مىكند كافر مىشود، حقيقت بر او عرضه مىشود منكر مىگردد، با اين انكار كافر مىشود.
گفت ممكن است براى بنده شر را مقدر نمايد در حالى كه او را امر به كار خير مىنمايد، با اينكه قدرت انجام آن را ندارد؟ فرمود: شايسته عدل خدا نيست كه بر بندهاى شر را مقدر گرداند و از او اين شر را بخواهد، بعد امر كند او را به كارى كه مىداند نمىتواند انجام دهد و قدرت ندارد دست بردارد از چيزى كه بر او مقدر نموده بعد او را عذاب نمايد كه چرا انجام نداده كارى كه نمىتوانسته انجام دهد.
گفت پس با چه فضيلت و موقعيتى مستحق ثروت و توسعه زندگى شدهاند، ثروتمندان و كسانى زندگى خوبى دارند و چه موجب شده كه بايد گروهى فقير و تنگدست و سخت گذران باشند؟
فرمود: ثروتمندان را آزمايش مىكند با ثروتى كه به آنها مىدهد تا چگونه شكر گزارند و فقيران را مىآزمايد تا مقدار صبر و شكيبائى آنها را بداند. يك جهت ديگر گروهى را در همين زندگى نعمت بخشيده و گروه ديگرى را ذخيره نموده براى روز احتياجشان، جهت سوم او مقدار توان هر كسى را مىداند به اندازه توانش به او