احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٤ - بخش بيست و سوم احتجاجهاى امام على النقى صلوات الله عليه و ياران و بستگان آن جناب با مخالفين و معاندين
اما آيه فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مخاطب در آيه پيامبر اكرم ٦ است و شكى در مورد انزال كتاب نداشته ولى مردم نادان مىگفتند چرا خداوند پيامبرى از جنس فرشتهها نفرستاده زيرا اكنون بين ما و پيامبر خدا فرقى نيست كه او از خوردن غذا و آشاميدن و راه رفتن در بازارها بىنياز باشد. خداوند به پيامبرش وحى مىنمايد فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ سؤال كن از آنها كه كتاب مىخوانند در حضور اين نادان مردم آيا خدا پيامبرى را قبل از تو فرستاده جز اينكه غذا مىخورده و در بازارها راه مىرفته. تو نيز مانند آنهائى. اما اينكه فرموده است فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍ در رابطه با مماشات نسبت به خصم است. چنانچه در اين آيه مىفرمايد تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ اگر مىفرمود لعنت خدا بر شما قرار گيرد بطور جزم آنها مباهلهاى را نمىپذيرفتند با اينكه خداوند مىدانست پيامبرش كه امر رسالت را صحيح انجام داده از دروغ گويان نيست. همين طور پيامبر اكرم ٦ نيز مىدانست كه آنچه مىگويد صحيح است ولى خواست انصاف را رعايت نمايد و طريق مماشات با خصم را بپيمايد.
اما اين آيه وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ جريان همين طور است كه اگر اشجار دنيا قلم باشد و دريا را هفت دريا كمك و مدد كند و چشمهها بجوشد همه آنها تمام مىشوند قبل از تمام شدن كلمات الله و آن چشمهها عبارت از چشمه گوگرد و چشمه نمر (در بعضى از نسخهها يمن است) و چشمه برهوت (يك سرزمين يا چاهى است در حضر موت) و چشمه طبريه و چشمه آب گرم ماسبندان و آب گرم افريقا به نام لسان و چشمه بحرون. ما كلمات الله هستيم كه نابود نمىشويم و فضائل ما را نمىتوانند درك كنند.
اما بهشت در آنجا خوردنيها و آشاميدنيها و لهو و بازيها و آنچه دل بخواهد و