احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٢ - بخش بيست و سوم احتجاجهاى امام على النقى صلوات الله عليه و ياران و بستگان آن جناب با مخالفين و معاندين
خطاب مىكند كه بپرس اگر مخاطب پيامبر است پس معلوم مىشود مشكوك بوده و اگر مخاطب ديگرى است پس بر چه كس كتاب نازل شده؟ و از اين آيه وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ اين درياها چيست و كجا است و از اين آيه فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ آدم اشتها به خوردن گندم پيدا كرد و خورد و به حوّا داد ديگر چرا عقاب شود و از اين آيه أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً خداوند طبق اين آيه مردها را به ازدواج در مىآورد ولى كسى كه چنين كارى بكند او را عقاب مىنمايد.
و از گواهى دادن زن به تنهايى با اينكه خداوند در اين آيه مىفرمايد وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ و سؤال از خنثى كرد كه على ٧ مىفرمايد ارث او از طريق ادرار كردن داده مىشود وقتى ادرار مىكند چه كسى نگاه مىنمايد شايد زن باشد كه مردها او را تماشا مىكنند و شايد مرد باشد كه زنان او را تماشا مىكنند و هيچ كدام حلال نيست.
و شهادت همسايه به نفع خودش پذيرفته نيست و سؤال كرد از شخصى كه به گله گوسفندى رسيد، ديد چوپان با گوسفندى درآميخته. همين كه چشمش به صاحب گوسفند افتاد او را رها كرد. آن گوسفند داخل گله شد، چگونه او را بايد كشت؟
مىتوان او را خورد يا نه؟ و از نماز صبح كه بلند نخواند قرائت آن را با اينكه از نمازهاى روز است و بايد نمازهاى شب را بلند خواند و از اين سخن امير المؤمنين ٧ كه در باره اين خبر فرمود بشارت ده به قاتل پسر صفيه كه وارد جهنم خواهد شد. چرا او را نكشت با اينكه امام بود؟
و جواب اين سؤال را خواست كه چرا امير المؤمنين ٧ با اهل صفين به جنگ پرداخت و دستور داد تعقيب كنند از فراركنندگان و آهنگ حملهكنندگان را نيز بنمايند و بر روى مجروحين گذشت با اينكه در جنگ جمل دستور داد از فراركنندهها