احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٣ - مناظره عمران صابى
كه كسى قبل از او نياورده با اينكه نديدهايم اما اخبار از گذشتگان به ما رسيده كه براى ما چيزى را حلال كرده كه ديگرى نكرده. به همين جهت پيرو او شدهايم.
امام فرمود: مگر شما از راه اخبار پيرو او نشدهايد؟ گفت چرا. فرمود:
همين طور ساير امتهاى گذشته به وسيله اخبارى كه به آنها رسيده از پيامبران و آنچه موسى و عيسى و محمد صلوات الله عليهم انجام داده، ايمان آوردهاند. شما چه دليل داريد كه ايمان به آنها نمىآوريد، همان طور كه به زردشت ايمان آوردهايد از طريق اخبار متواترى كه شاهد است چيزى آورده كه ديگرى نياورده. هربذ در جاى خويش فرو ماند و جوابى نداشت.
حضرت رضا ٧ فرمود: مردم، اگر ميان شما كسى مخالف اسلام هست و سؤالى دارد بدون وحشت بپرسد. عمران صابى كه يكى از متكلمين بود از جاى حركت كرده گفت اگر دعوت به سؤال نمىكرديد اقدام به پرسش نمىكردم. من در كوفه و بصره و شام و جزيره كسى را از متكلمين نديدهام كه برايم ثابت كند يكتائى را كه جز او آفرينندهاى نيست و پايدار به وحدانيتش باشد، اجازه مىدهى سؤال بكنم؟
مناظره عمران صابى
حضرت رضا ٧ فرمود: اگر در ميان جمعيت عمران صابى وجود داشته باشد تو همانى؟ عرض كرد من عمرانم. فرمود: سؤال كن ولى انصاف را از دست مده و جانب ياوهسرائى و ستم را فرو گذار. عرض كرد به خدا قسم سرورم، منظورم اين است كه برايم مطلبى را اثبات كنى كه به آن چنگ زنم. فرمود: بپرس.
در اين موقع جمعيت خود را جمع نموده و متوجه جريان مناظره شدند و به يك ديگر چسبيده و به هم نزديك مىشدند. عمران گفت از موجود اول و آنچه آفريده مرا مطلع فرما. فرمود: اينك كه پرسيدى، درست دقت كن.