احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦٣ - استدلال ديگر فضل بن شاذان بر امامت على بن ابى طالب
و نيز اگر فاطمه ٣ هم وجود نداشت، امير المؤمنين شايستهتر از عباس بود نسبت به ميراث پيامبر ٦ و اگر با فرزند، احدى غير پدر و مادر و زن و شوهر ارث ببرند باز امير المؤمنين ٧ شايستهتر به ارث بود از عباس با بودن فاطمه ٣، به همان دليل كه از دو سبب به ايشان انتساب داشت و عباس تنها از يك جهت.
شيخ مىفرمايد كسى از دانشمندان را نديدهام كه در اين مطلب نظر مخالفى داده باشد كه امير المؤمنين پسر عموى پدر و مادرى پيامبر ٦ است و عباس عموى پدرى آن جناب. دليل بر اين مطلب روايتى است كه نقل كردند حضرت ابو طالب از كنار پيامبر ٦ رد شد، در حالى كه على ٧ در كنارش بود. همين كه سلام داد گفت اين چيست پسر برادر؟ فرمود: كارى است كه خداوند مرا به آن مأمور نموده و موجب تقرب من به او مىشود. به فرزندش جعفر گفت پسرم پهلوى پسر عمويت به نماز بايست. پيامبر اكرم با على و جعفر نماز خواند و اين اولين نماز جماعت در اسلام بود بعد ابو طالب اين شعر را سرود:
|
ان عليا و جعفرا ثقتي |
عند ملمّ الزمان و الكرب |
|
|
و الله لا اخذل النبى و لا |
يخذله من بنىّ ذو حسب |
|
|
لا تخذلا و انصرا ابن عمكما |
اخى لأمي من بينهم و ابى |
|
و از آن جمله مطلبى است كه جابر بن عبد الله انصارى رحمة الله عليه نقل مىكند كه شنيدم امير المؤمنين ٧ اين شعر را مىخواند و پيامبر اكرم ٦ گوش مىداد:
|
انا اخو المصطفى لا شك في نسبى |
معه ربّيت و سبطاهما ولدى |
|
|
جدّى و جدّ رسول الله منفرد |
و فاطمة زوجتى لا قول ذى فند |
|
|
فالحمد لله شكرا لا شريك له |
البر بالعبد و الباقى بلا أمد |
|
جابر گفت پيامبر از شنيدن اين اشعار لبخندى زده فرمود: راست مىگويى على جان.