احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦١ - ديگر از پاسخهاى ابن شاذان رحمة الله عليه
فرمود: من از تو و آن دو بهترم خدا را قبل از آنها و بعد از آنها پرستيدم و لازم است حد بر فرزند خود امام حسن و تمام فرزندان و پيروان و ياران و اهل بيتش بزند زيرا هيچ ترديدى نيست كه آنها على ٧ را برتر از تمام صحابه مىدانند.
امام حسن ٧ در همان صبحگاه شبى كه از دنيا رفت، فرمود: امشب از دنيا رفت مردى كه هيچ كس از پيشينيان و آيندگان بر او پيشى نگرفته است. در عمل اين سخن به هيچ وجه قابل قبول نيست.
شيخ مفيد رحمة الله عليه فرمود: من مخالف اين عبارت نيستم كه امير المؤمنين ٧ افضل از ابا بكر و عمر در گفتگوهاى جدلى بنا به اعتقاد خصم كه آنها داراى فضيلت دينى هستند، اما بنا به تحقيق و حقيقت مسأله مفاضله و برترى غلط و باطل است (چون اين مقايسه صحيح نيست، آنها فضيلتى ندارند) گواه اين ادعايم كه در جدل صحيح است و نظير آن فرمايش خود امير المؤمنين به اهل كوفه است كه فرمود: خدايا من از آنها آزردهام و آنها نيز از من آزردهاند و بر آنها سنگينى و دشوار شدهام و آنها نيز مرا سنگين و دشوار مىيابند. خدايا به جاى آنها بهتر به من عنايت كن و به جاى من بدترى به آنها بده.
اين سخن ظاهرش آنست كه امير المؤمنين بد است و بدترى به آنها خدا بدهد و حال اينكه در امير المؤمنين شرّ و بدى وجود ندارد. اين سخن را مطابق عقيده آنها فرموده است. شبيه اين فرمايش مولى گفتار حسان بن ثابت است كه در باره پيامبر اكرم ٦ فرمود:
|
أ تهجوه و لست له بكفو |
فخير كما لشر كما فداء[١] |
|
با اينكه در پيامبر ٦ شرّى وجود ندارد كه اين سخن مطابق عقيده هجوكننده گفته شده و اين آيه نيز إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ با
[١] آيا هجو پيامبر ٦ را مىكنى با اينكه با او هيچ مناسبتى در شخصيت ندارى. از شما دو تا هر كدام بدتر است فداى نفر بهتر شود.