احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٠ - مناظره حضرت صادق
ابن ابى العوجاء به ياران خود گفت مگر او پسر كسى كه مردم جهان را مغلوب كرده نيست؟ دستور در قرآنش داد و وضع آنها را عوض كرد و اموالشان را تقسيم نمود و زنان آنها را حرام كرد (كنايه از حركت سريع و قدرت و نفوذ پيامبر اكرم ٦ است).
تفسير قمى مىنويسد: مردى از منكرين از ابو جعفر احول پرسيد اين آيه را برايم توضيح بده فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً و در سوره ديگر مىفرمايد وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ بين اين دو آيه چه فرق است؟ ابو جعفر گفت من نتوانستم جواب او را بدهم.
به مدينه رفتم و خدمت حضرت صادق ٧ رسيدم از آن دو آيه پرسيدم، فرمود: در آيه اول كه مىفرمايد اگر ترسيديد از انجام ندادن عدالت يكى بگيريد منظور عدالت در خرج و نفقه است و در آيه دوم كه مىفرمايد هرگز نمىتوانيد عدالت روا داريد، گر چه خيلى مايل باشيد در مورد محبت است زيرا هيچ كس نمىتواند در محبت بين دو زن عدالت روا دارد. ابو جعفر احول جواب را براى آن مرد آورد. گفت اين جواب از حجاز آورده شده.
فروع كافى ج ٢ صفحه ٢٧٥.
حضرت صادق ٧ به ابى حنيفه گفت: چه مىگوئى در مورد خانهاى كه روى چند نفر خراب شده فقط دو نفر پسر بچه باقيمانده، يكى حرّ و ديگرى برده او بوده. حالا حرّ از برده و غلام شناخته نمىشود. ابو حنيفه گفت نصف از اين و نصف از آن آزاد مىشود و مال بين آنها مساوى تقسيم مىگردد. حضرت صادق ٧ فرمود: چنين نيست بايد قرعه كشيد. هر كدام قرعه به او اصابت كرد حرّ است و آن ديگرى آزاد مىشود و مولاى او خواهد بود.
كتاب اختصاص.
محمد بن مسلم گفت: ابو حنيفه خدمت امام صادق ٧ رسيد، عرض كرد من پسر شما موسى را ديدم نماز مىخواند و مردم از جلو او در رفت و آمد هستند.