احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٢ - مناظره حضرت صادق
ربيع گفت: روزى حضرت صادق ٧ وارد مجلس منصور دوانيقى شد.
مردى هندى پيش منصور بود و كتابى در باره طب مىخواند.
حضرت صادق ٧ براى شنيدن سخنان او سكوت كرد، وقتى مرد هندى از خواندن فارغ شد روى به حضرت صادق ٧ نموده، گفت مايلى از اطلاعات من كسب كنى. فرمود: آنچه خود دارم بهتر است از آنچه تو دارى.
هندى گفت شما چه داريد؟ امام پاسخ داد گرمى را با سردى و سردى را با گرمى و رطوبت را با خشكى و خشكى را با رطوبت معالجه مىنمايم و كار را تمام به خدا وامىگذارم و آنچه پيامبر اكرم فرموده است به كار مىبرم (فرموده معده كان بيمارى است و خوددارى از غذا راه علاج و مداوا است) و بدن را به آنچه عادت دارد مىسپارم.
طبيب هندى گفت مگر علم پزشكى غير از اين است؟ امام فرمود: خيال مىكنى من اين مطالب را از كتابهاى طب آموختهام. گفت آرى. فرمود: نه به خدا جز از خداوند از ديگرى استفاده نكردهام. حالا بگو ببينم تو به علم طب واردترى يا من هندى؟ گفت من.
فرمود: از تو سؤالى مىكنم. گفت بگو. فرمود: بگو ببينم سر داراى چند شعبه است؟ جواب داد نمىدانم. پرسيد چرا موى بالاى سر درآمده است؟ گفت نمىدانم.
چرا پيشانى مو ندارد؟ نمىدانم.
چرا در پيشانى خطوط قرار داده شده و راه راه است؟ نمىدانم.
چرا دو ابرو را بالاى دو چشم قرار دادهاند؟ نمىدانم.
چرا بينى را ميان دو چشم قرار دادهاند؟ نمىدانم.
چرا دو چشم به شكل دو بادام است؟ نمىدانم.
چرا سوراخ بينى در پائين است؟ نمىدانم.
چرا لب و شارب بالاى دهان است؟ نمىدانم.
چرا دندانهاى پائين تيز است و دندانهاى كرسى پهن و نيشها درازند؟ نمىدانم.
چرا ريش داشتن به مردان اختصاص داده شده؟ نمىدانم.