احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢١ - مناظره عمران صابى
سليمان گفت اراده مانند سمع و بصر و علم است. امام ٧ فرمود: باز برگشتى به مطلب اول. براى بار ديگر ادعاى قبلى را كردى. حالا بگو ببينم، سمع و بصر و علم مخلوق است يا غير مخلوق؟ سليمان گفت مصنوع و مخلوق نيست.
فرمود: پس اگر مصنوع و مخلوق نيست، چگونه آن را از خدا نفى مىكنيد؟ يك بار مىگوئيد اراده نكرده و بار ديگر مىگوئيد اراده كرده، با اينكه بنا به اعتقاد شما مخلوق او نيست.
سليمان گفت اين مثل سخن ما است كه مىگوئيم يك بار دانست و يك بار مىگوئيم ندانست. (مثلا ممكن است مداد نباشد اما علم به مداد باشد) ولى نفى مداد نفى اراده است، زيرا وقتى چيزى را اراده نكرد اراده وجود ندارد، اما علم هست با اينكه ممكن است معلوم وجود نداشته باشد مانند ديدن كه انسان بينا است با اينكه ممكن است ديدنى وجود نداشته باشد و علم هم باشد با اينكه معلومى نباشد.
سليمان گفت اراده مصنوع و مخلوق است. فرمود: پس مخلوق و محدث است و مانند سمع و بصر نيست زيرا سمع و بصر مخلوق و مصنوع نيستند، با اينكه اراده مصنوع است.
سليمان گفت اراده صفتى از صفات خدا است كه قديم است. فرمود: پس انسان نيز بايد قديم و ازلى باشد، زيرا صفات خدا قديم و ازلى (و خلقت انسان را از قديم اراده كرده بنا به عرض تو). سليمان در جواب گفت نه، چنين لزومى ندارد، چون اين كار را نكرده.
حضرت رضا ٧ فرمود: خراسانى! چقدر اشتباه مىكنى؟! مگر بوسيله اراده و سخن او اشياء بوجود نمىآيند؟ سليمان گفت نه. فرمود: پس اگر با اراده و مشيت و امر و مباشرت خدا نباشد، چگونه است؟ خدا منزه است از چنين نسبتى.
سليمان باز در جواب فرو ماند.
سپس فرمود: سليمان! اين آيه را برايم توضيح بده وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً