احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
روى سر ما نبار باران را به اطراف ما ببار بر روى گياه بيابانها و چراگاههاى اطراف.
باران در اطراف مدينه مىباريد ولى يك قطره در مدينه نمىباريد بواسطه كرامت آن جناب در نزد خدا.
يهودى گفت خداوند از دشمنان هود به وسيله باد انتقام گرفت آيا براى حضرت محمد ٦ نيز چنين چيزى پيش آمده. فرمود صحيح است خداوند به حضرت محمد بالاتر از اين را داده خداوند دمار از روزگار دشمنان او به وسيله باد گرفت در جنگ خندق كه بادى فرستاد ريگها را برافشاند و سپاهى از فرشتگان ارسال داشت كه مشركان آنها را نمىديدند خداوند هشت هزار فرشته را براى ايشان فرستاد كه براى هود نفرستاد و فضيلت ديگرى به ايشان بخشيد كه باد زمان هود باد خشم بود ولى باد زمان پيامبر ٦ باد رحمت در قرآن كريم مىفرمايد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها.
يهودى گفت خداوند براى صالح شترى برآورد و آن را عبرت براى قومش قرار داد امير المؤمنين ٧ فرمود همين طور است به حضرت محمد ٦ بهتر از اين عنايت شد. شتر صالح با او سخن نگفت و با يك ديگر حرف نمىزدند و به نبوت صالح گواهى نداد ولى ما در خدمت پيامبر اكرم ٦ بوديم در يكى از جنگها كه شترى به ايشان نزديك شد شروع به صدا دادن كرد خداوند او را به سخن درآورد گفت يا رسول الله فلان كس مرا به كار گرفت تا پير شدم و حالا مىخواهد مرا بكشد من به شما پناه مىبرم از دست او پيامبر اكرم ٦ از پى صاحب شتر فرستاد شتر را از او خواست آن مرد به پيامبر اكرم ٦ بخشيد و آن جناب شتر را آزاد كرد باز در خدمت آن جناب بوديم كه مرد عربى وارد شد و شترى را مىراند قرار بود دست او را قطع كند بواسطه دزدى و گواهانى كه شهادت به دزدى او داده بودند شتر به زبان آمده گفت يا رسول الله اين مرد پاك است و مرا ندزديده سارق من فلان شخص يهودى است.
يهودى گفت ابراهيم با ديده عبرت به معرفت خدا آشنا گرديد و با اين بينش به