احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - مناظره حضرت صادق
اين خبر به حضرت صادق ٧ رسيد. فرمود: بگويد تعداد آنها چقدر است و چند عدد آن نر و چند عدد ماده است؟ اگر او به وجود آورده وزن هر كدام چه اندازه است و دستور دهد او كه به اين صورت آنها را درآورده به صورت ديگرى درآيند. نتوانست جواب بگويد، فرار كرد.
مناقب ابن شهر آشوب يونس در حديث خود نقل مىكند كه ابن ابى العوجاء از حضرت صادق ٧ پرسيد به چه جهت بيماريهاى مختلف موجب مرگ است؟ بعضى به ناراحتيهاى شكم و بعضى با سل مىميرند؟ امام ٧ فرمود: اگر يك علت فقط موجب مرگ مىشد مردم آسوده بودند تا همان علت و بيمارى به خصوص پيدا شود، خداوند خواست كه مردم در هر حال اطمينان به خود نداشته باشند. پرسيد چرا دل انسان متمايل سبزه است بيشتر از مقدارى كه تمايل به چيزهاى ديگر دارد؟
فرمود: چون دل را خداوند سبز آفريده (يعنى منبع معروف كه تعبير و تفسير سبز است) و هر چيزى كه متمايل به هم شكل خويش است.
روايت شده كه وقتى خدمت حضرت صادق ٧ رسيد امام پرسيد اسم تو چيست؟ ابن ابى العوجاء جوابى نداد. امام رو به جانب ديگران كرد. ابن ابى العوجاء برگشت نزد ياران خود پرسيد چه شد؟ گفت اولين سؤالى كه كرد بسيار بد بود. از نام من پرسيد اگر مىگفتم عبد الكريم است مىپرسيد آن كريم كيست كه تو بنده او هستى؟ يا بايد اقرار به خدا مىكردم و يا بايد اظهار چيزى را مىكردم كه پنهان داشتهام. گفتند برويم. ابن ابى العوجاء كه رفت حضرت صادق ٧ فرمود: ابن ابى العوجاء پيش دوستان خود برگشت. در حالى كه مغلوب شده بود و ذلت مغلوب شدن در چهرهاش آشكار بود يكى از آنها گفت اين استدلالى است كه باطل را از ميان برمىدارد، راست گفته اگر اميد ثواب و ترس از عقاب نباشد مردم همه مساوى هستند، ولى اگر برگشت جهان به ثواب و عقاب برسد ما هلاكشدهايم.