احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٠ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
اختلاف در حجت به وجود آمده و رها كردن او.
گفت پس حجت را اين مشخصات چه لزومى دارد؟ فرمود گاه مورد پيروى و اقتدار قرار مىگيرد و از جانب او راهنمائىهاى لازم يكى پس از ديگرى مىشود اگر چيزى در دين ايجاد شد آنها را مطلع مىنمايد و اگر چيزى بيافزايند خبرشان مىدهد و اگر كم كنند بصير و مطلعشان مىگرداند.
پس آن مرد منكر گفت جهان را از چه چيز آفريد؟ فرمود: از هيچ. گفت چگونه از هيچ بوجود مىآيد؟ فرمود: اشياء از اين دو صورت خارج نيست يا از چيزى آفريده شد يا از هيچ. اگر از چيزى باشد بايد آن چيز با خدا وجود داشته باشد و قديم باشد. قديم هرگز پديده و حادث نمىگردد و نه بر او تغيير و فنا عارض مىشود و آن چيز يا بايد يك ماده واحد و يك رنگ فقط باشد. اين رنگهاى مختلف و عناصر بسيار موجود در جهان از كجا پيدا شده؟ مرگ از كجا آمده؟ اگر چيزى كه در جهان از او بوجود آمده زنده بود يا زندگى چگونه بوجود آمده اگر او مرده بود و نمىتواند از مرده و زندهاى كه پيوسته بودهاند، به وجود آمده باشد زيرا زنده كه پيوسته زنده باشد مرگ از او به وجود نمىآيد و نمىتواند مرده در حال مردگى قديم و ازلى باشد زيرا مرده را قدرت و بقائى نيست.
گفت پس از كجا قائل شدهاند كه اشياء ازلى و قديم است فرمود اين عقيده را كسانى دارند كه منكر آفريننده جهان هستند و پيامبران و دستوراتى كه آوردهاند تكذيب مىكنند و كتابهاى آسمانى را قصهسرائى ناميدهاند و براى خود مرامى مطابق ذوق و علاقه خويش تراشيدهاند.
با اينكه موجودات خود گواهى مىدهند بر آفريده شدن از گردش افلاك و آنچه در ميان آنها است كه هفت فلك است و حركت زمين و هر كس در روى آن است و تغيير زمان و اختلاف وقت و اتفاقاتى كه در جهان به وقوع مىپيوندد از افزايش و نقصان و مرگ و كهنگى كه تمام اينها موجب مىشود اقرار كنيم آنها داراى صانع و آفريننده حكيم و دانا است نمىبينى شيرينى تبديل به ترشى مىگردد و طعم خوشگوار تلخ مىشود و تازه كهنه مىگردد و تمام رهسپار جانب تغيير و فنا هستند.