احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
قرار گرفت مىسوزاند چنانچه آتش مىسوزاند چنين چيزى را از قدرت خدا انكار ندارى؟ يهودى گفت خداوند به يعقوب چه لطف زيادى نمود كه اسباط را از صلب او قرار داد و مريم دختر عمران از دختران او است على ٧ فرمود صحيح است اما حضرت محمد ٦ بيشتر از او مورد لطف خدا قرار گرفت زيرا فاطمه سلام الله عليها از دختران اوست و امام حسن و امام حسين از نوادهگان اوست.
يهودى گفت يعقوب بر فراق فرزند صبر كرد بطورى كه نزديك بود از بيمارى زمينگير شود على ٧ فرمود درست است ولى اندوه يعقوب بالاخره به ديدار منتهى گرديد ولى حضرت محمد ٦ در زمان حياتش فرزندش ابراهيم از دنيا رفت و او را به اين آزمايش امتياز بخشيد تا اجرش را افزون فرمايد.
پيامبر اكرم ٦ (در مورد فوت فرزندش ابراهيم فرمود) انسان محزون مىشود و دل مىسوزد ما بر تو اى ابراهيم محزونيم اما سخنى كه موجب خشم خدا شود نمىگوئيم در تمام اين موارد رضاى خدا را مقدم مىداشت و تسليم امر او در تمام كارهايش بود.
يهودى گفت يوسف تلخ كامى فراق را با تمام ناراحتيش تحمل كرد و زندانى كشيد تا از معصيت محفوظ بماند.
او را تنها ميان چاه انداختند على ٧ فرمود همين طور است محمد ٦ سختى غربت را كشيد و از خانواده و فرزندان و مال خود فاصله گرفت و از حرم خدا و جايگاه امن پروردگار مهاجرت نمود وقتى خداوند ناراحتى و حزن او را ديد خوابى شبيه رؤياى يوسف در تأويل به او نشان داد و براى جهانيان راستى آن رؤيا را آشكار كرد فرمود لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ اگر يوسف به زندان افتاد پيامبر اسلام ٦ سه سال خويشتن را در شعيب و درّه كوه زندانى نمود خويشاوندان از او كناره گرفتند و او را به دشوارترين گرفتاريها دچار كردند خداوند چارهاى برايش انديشيد كه جاى شك و شبههاى نبود زيرا