احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٤ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
از جانب خدا آوردهاند.
اما آنها كه مدعى هستند بدنها از ظلمت و ارواح از نور است و نور كار بد نمىكند و ظلمت كار خوب انجام نمىدهد نبايد كسى را بر كار خلاف و عمل حرام و انجام كار زشت سرزنش كنند و بر ظلمت نبايد خرده گرفت چون كار او همين است و نبايد خداى را بخواند و پيش او تضرع كند زيرا نور خداست و خدا براى خود تضرع نمىكند و به ديگرى پناهنده نمىشود و نبايد به هيچ كس از معتقدين به اين عقيده بگويند كار خوبى كردى يا كار بدى، زيرا كار بد از ظلمت سر مىزند و اين طبيعى اوست و كار خوب از نور است و نور به خود نمىگويد خوب كارى كردى ديگر ثالثى آنجا وجود ندارد. ظلمت بنا به عقيده آنها كارش محكمتر و تدبيرش قوىتر است و از نور استوارتر است زيرا اختيار به دست بدنها است.
چه كس اين آفريدهها را به يك صورت در آورده با صفتهاى مختلف هر چه ديده مىشود از قبيل گلها و درختها و ميوهها و پرنده و چهارپايان بايد يك خدا باشند و نور در آنها زندانى شده است، اختيار در دست ظلمت است.
و آنچه مىگويند: بالاخره عاقبت پيروزى با نور است ادعائى بيش نيست بنا بر گفته آنها نور بايد منشأ كارى نباشد چون او اسير ظلمت است و قدرتى ندارد، كار و تدبيرى انجام نمىدهد، اگر در مقابل ظلمت اختيارى داشته باشد پس اسير نخواهد بود و آزاد است. اگر آزاد نباشد و اسير ظلمت باشد پس معلوم مىشود نيكى و خوبى و بدى و شريكه در جهان وجود دارد از ظلمت سر مىزند و اوست كه كار خوب و بد را مىكند اگر بگويند اين محال است نه نورى ثابت مىشود نه ظلمت و ادعاى آنها باطل است و ثابت مىشود كه خدا يكتا است و جز اين عقيده باطل است.
اين عقيده مانى كافر و پيروان اوست و اما آنها كه مىگويند نور و ظلمت حاكمى در ميان آنها وجود دارد پس آن حاكم از هر دو برتر است، زيرا به داور كسى احتياج دارد كه مغلوب يا نادان يا مظلوم باشد اين نيز اعتقاد مقدونيه است داستان آن طولانى است.
گفت جريان مانى چيست؟ فرمود: مرد كنجكاوى بود كه از مجوس مقدارى