احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٢ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
خداى توانا بر هر چيز قادر است.
از آن جمله هزاران نفر بودند كه از وطن خود از ترس طاعون فرار كردند، خداوند آنها را ميراند و مدتها مرده بودند تا استخوانهايشان پوسيد و بندها از هم گسيخت و به صورت خاك درآمدند، خداوند وقتى تصميم گرفت قدرت خويش را نشان دهد پيامبرى به نام حزقيل را برانگيخت، او اين مردگان را فرا خواند، بدنهاى آنها گرد هم آمد و روح به پيكرهايشان برگشت، از جا حركت كردند به همان صورتى كه مرده بودند، يك نفر از آنها كم نشده بود و مدتها پس از آن زندگى كردند خداوند گروهى را كه با موسى به كوه طور رفته بودند و مىگفتند خدا را به ما آشكارا نشان بده آنها را ميراند سپس زنده گردانيد.
گفت بفرمائيد آنها كه ادعاى تناسخ ارواح را دارند[١] از كجا چنين ادعائى را كردهاند و چه دليل بر گفته خود دارند.
فرمود مدعيان تناسخ پشت به افكار دين نموده و گمراهى را براى خود پسنديدهاند و دل به شهوترانى بستهاند گمان مىكنند آسمان خالى از چيزهائى است كه گفته شده و آفريننده جهان به شكل همين مردم است دليل آنها اين روايت است كه گفتهاند خداوند آدم را به شكل خود آفريد. مىگويند بهشت و جهنم و قيامت و رستاخيزى وجود ندارد قيامت در نظر آنها خارج شدن روح از بدن و داخل شدن در بدن ديگرى است. اگر آدم نيكوكارى باشد داخل قالبى مىشود كه از بدن اول بهتر باشد، در درجهاى بالاتر از نظر دنيا اگر گناهكار باشد يا عرفان نداشته باشد در قالب يكى از چهارپايان كه در دنيا رنج كش هستند يا حشرات منفور وارد مىشود.
روزه و نماز و عبادتى ندارند به جز شناسائى كسى را كه واجب مىشمارند شناختن او را هر نوع شهوت رانى با زنان براى آنها حلال است از قبيل ازدواج با
[١] پيروان اين ادعا مىگويند خداوند تعداد محدودى روح آفريده و روحها را در بدنها مىگرداند ممكن است روح فلان كس تاكنون چند بدن را تعويض كرده باشد.