احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧١ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
آشكار مىگردد. مگر نمىبينى خورشيد از آسمان طلوع مىكند كه روشنائى روز است و پايدارى جهان به او پيوسته است اگر از درخشش باز ايستد هر كه در روى زمين است سرگردان و هلاك مىشود. ماه نيز در آسمان طلوع مىكند كه نور شب است به وسيله آن تشخيص ماه و سال و حساب و روزها داده مىشود، اگر باز ايستد مردم سرگردان مىشوند و نقشه جهان بر هم مىخورد در آسمان ستارگانى وجود دارد كه به وسيله آنها راه را مىيابند در تاريكى، خشكى و دريا و از آسمان باران فرود مىآيد كه سبب زندگى تمام چيزها از زراعت و نباتات و چهارپايان و تمام آفريدهها است. اگر باران نبارد زندگى ادامه نخواهد يافت و تغيير پيدا مىكند. ابر و رعد و برق و صاعقه تمام اينها دليلى است بر اينكه آنجا مدبرى وجود دارد كه تدبير هر چيزى در اختيار اوست و از جانب او فرود مىآيد جز اينكه تو قبول نمىكنى مگر چيزى را كه با چشم ببينى. آنچه با چشم مبينى اگر انديشه خرد را بكار برى برايت كافى است.
گفت اگر خداوند در هر صد سال يك مرتبه از مردهها گروهى را برمىگرداند تا سؤال كنيم چه بر آنها گذشته و بعد از مرگ را در چه وضعى بودهاند و در باره ايشان چه كردهاند سبب مىشود كه مردم يقين پيدا بكنند و ترديد از دلهايشان مىرود.
فرمود: اين سخن كسى است كه منكر پيامبران باشد و آنها را تكذيب كند و گفتار ايشان را كه از جانب خداوند مىگويند نپذيرد. خداوند توسط پيامبران حال فوتشدگان ما را بيان نموده كسى از خدا و پيامبران راستگوتر هست با اينكه گروهى به دنيا برگشتهاند از مردهها از قبيل اصحاب كهف كه سيصد و نه سال مرده بودند بعد خداوند آنها را برانگيخت در زمانى كه مردم منكر بعث و زنده شدن بودند تا حجت بر آنها تمام گردد و قدرت خدا را ببينند. خداوند ارمياى پيغمبر را مىميراند وقتى گذرش بر خرابههاى بيت المقدس افتاد. پس از جنگ بخت نصر با خود گفت چگونه خداوند اين مردهها را زنده مىكند. صد سال در آنجا مرده بود، پس از آن زنده شد مىديد چگونه اعضايش به هم وصل مىشود و گوشت بر آنها مىرويد، بندها و رگهايش به هم مىپيوندد. همين كه صحيح و سالم نشست گفت فهميدم كه