احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٣ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
خواهران و دختران خود و خالهها و زنان شوهردار گوشت مرده و شراب و خون را حلال مىشمارند. تمام فرقهها اعتقاد ايشان را زشت مىشمارند و تمام ملل آنها را لعنت مىكنند.
وقتى از آنها دليلى بخواهى كناره مىروند و سرباز مىزنند اعتقاد آنها را تورات تكذيب نموده و قرآن لعنت مىكند. با تمام اين خرافات مىگويند خداى ما از قالبى به قالب ديگر نقل مكان مىكند و ارواح ازلى همانهائى هستند كه با آدم بودهاند همين طور نقل و انتقال نمودهاند تا عصر ما يكى پس از ديگرى وقتى خالق به صورت مخلوق باشد، چه دليل مىتواند بياورد كه يكى از آنها خالق ديگرى است.
مىگويند ملائكه از همان اولاد آدم هستند وقتى از امتحان درآمدند و به مرتبه عالى دين رسيدند و تصفيه شدند ملك مىشوند در بعضى از گفتار خود متمايل به نصرانيان مىشوند و در بعضى پيرو طبيعيين هستند.
مىگويند اشياء به صورت حقيقى خود نيستند. بر آنها لازم است كه از خوردن هر نوع گوشتى پرهيز كنند زيرا چهارپايان، به عقيده آنها تمام از فرزندان آدم هستند كه صورتشان تغيير يافته نبايد گوشت خويشاوندان خود را بخورند.
گفت بعضى معتقدند با خدا يك طينت و سرشت موذى همراه است كه از دست او رهائى ندارد مگر با او بياميزد و در آن حلول كند از همان طينت و سرشت اشياء را آفريده.
فرمود: سبحان الله چقدر عاجز و ناتوان است خدائى كه مىگويند قادر است اما از دست آن طينت رهائى ندارد. اگر آن طينت زنده و ازلى است پس دو خداى قديم مىشوند و با يك ديگر آميخته و تدبير جهان را مىكنند اگر اين مطلب درست باشد پس مرگ و نابودى از كجا است؟ اگر آن طينت مرده باشد بقائى براى مرده يا ازلى قديم نخواهد بود و مرده نمىتواند منشأ موجود زنده شود، اين عقيده ديصانيها است كه از تمام كفار خرافىتر و بىبنيادترند دل بر كتابهائى بستهاند كه پيشينيان آنها نوشتهاند پر از سخنان مزخرف بدون دليل و اصلى استوار كه ادعاى ايشان را ثابت كند تمام اين مزخرفات مخالف خدا و پيامبران است و تكذيب مطالبى است كه آنها