احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
شد پيامبر اكرم ٦ دست بر روى آن دو ماليد از چشم و دست سالمش تميز داده نمىشد.
عبد الله بن انيس هم جراحتى در چشم يافت كه پيامبر ٦ دست بر آن ماليد از چشم ديگرش تشخيص داده نمىشد تمام اينها به واسطه اعلان نبوت و علامت رسالت آن جناب بود.
يهودى گفت: نصرانيان مىگويند عيسى مرده را زنده مىكرد على ٧ فرمود صحيح است. محمد ٦ سنگ ريزههاى نهگانه در دستش تسبيح خدا مىگفت. صداى نغمه تسبيح آنها را با اينكه جمادى بيروح بودند مردم مىشنيدند به واسطه اتمام دليل نبوت آن جناب مردگان با ايشان صحبت كردند و تقاضاى كمك نمودند از گرفتاريهاى بعد از مرگ يك روز نماز جماعت با اصحاب خود خواند فرمود آيا از بنى النجار كسى اينجا هست؟ دوست آنها بيرون بهشت ايستاده و او را نگه داشتهاند به واسطه سه درهم كه به فلان يهودى مقروض است با اينكه او شهيد شده بود.
اگر مىگوئى عيسى با مرده سخن مىگفت حضرت محمد ٦ داستانى عجيبتر از او داشت وقتى پيامبر اكرم ٦ به طائف رسيد و آنجا را در محاصره گرفت براى آن جناب گوسفندى بريان ولى مسموم فرستادند دست آن گوسفند گفت يا رسول خدا مرا نخور كه من مسموم هستم اگر چهارپا در حال حيات و زنده بودن صحبت مىكرد بزرگترين دليل بر نبوت ايشان در مقابل منكرين بود چه رسيد به اينكه بعد از كشتن و پوست كندن و بريان كردن سخن گويد درخت را صدا مىزد جوابش را مىداد و چهارپا با او صحبت مىكرد و درندگان گواهى به رسالتش مىدادند و مردم را از مخالفت با آن جناب بر حذر مىداشتند اين بيشتر از موقعيتى است كه به عيسى دادند.
يهودى گفت مىگويند عيسى خبر از آنچه در خانه پنهان كرده بودند و آنچه مىخوردند مىداد على ٧ فرمود صحيح است حضرت محمد ٦ بيشتر از اين انجام مىداد حضرت عيسى ٧ به ياران خود