احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٧ - بخش بيست و سوم احتجاجهاى امام على النقى صلوات الله عليه و ياران و بستگان آن جناب با مخالفين و معاندين
با اهل توحيد بود. به همين جهت براى آنها توضيح داد هر كس اعراض مىكرد حواله به شمشير مىشد يا اينكه توبه نمايد از كار خود.
اما شخصى كه اعتراف به لواط نموده گواهى بر عمل او نبوده ولى او خود پيشقدم براى اين اقرار شده در چنين صورتى امام و پيشواى منصوب از جانب خدا مىتواند او را كيفر نمايد و به او اجازه عفو از جانب خدا دادهاند. اين آيه را نشنيدهاى هذا عَطاؤُنا تمام سؤالات تو را جواب داديم. متوجه باشد سيد مرتضى رحمة الله عليه و آله از استاد خود شيخ مفيد رحمة الله عليه نقل مىكند: ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى وارد شد بر محمد بن طاهر بعد از كشته شدن يحيى بن عمر كه در شاهى كشته شد. به او گفت امير ما آمدهايم به تو تهنيت بگوئيم در مورد پيشآمدى كه اگر پيامبر اكرم ٦ زنده بود به او در مورد اين واقعه تسليت مىگفتيم.
سيد مرتضى از شيخ مفيد نقل مىكند از سليمان بن جعفر كه حضرت امام على النقى به من فرمود: خوابيده بودم و در فكر اين شعر ابن ابى حفضة بودم:
|
انى يكون و ليس و ذاك بكائن |
لبنى البنات وراثة الاعمام |
|
ناگاه شنيدم شخصى مىگويد:
|
قد كان اذ نزل القرآن بفضله |
و مضى القضاء به من الحكام |
|
|
ان ابن فاطمة المنوّه باسمه |
حاز الوراثة عن بنى الاعمام |
|
|
و بقى ابن نثلة واقفا متحيرا |
و يبكى و يسعده ذو و الارحام[١] |
|
[١] شعر اول از ابن ابى حفضة مىخواهد حمايت از ابن عباس بنمايد و ارث بردن از پيامبر اكرم ٦ يعنى به حضرت على ارث نمىرسد كه پسر عمو است با بودن عمو. در شعر دوم گوينده تصريح مىكند پسر فاطمه منظور شايد موسى باشد وراثت به حكم خدا گرفت و بنى عباس گريان و نالان چيزى نتوانستند بگويند و نثله مادر عباس است.