احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٠ - بخش شانزدهم احتجاجهاى موسى بن جعفر
٦ از عباس شايستهتر بود با اينكه عباس عموى پيامبر و برادر مهربان پدر او به شمار مىرفت.
امام ٧ فرمود: مرا معاف دار. گفت نه، به خدا امكان ندارد بايد جواب بدهى. فرمود: پس اگر ممكن نيست، امانم بده. گفت امان دادم. فرمود: پيامبر اكرم ٦ از ميراث محروم نمود كسى را كه قادر به هجرت بود ولى مهاجرت نكرد. پدرت عباس ايمان آورد ولى مهاجرت نكرد، ولى على ٧ ايمان آورد و مهاجرت نمود. خداوند در اين آيه مىفرمايد الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا رنگ چهره هارون تغيير كرد و ناراحت شد. گفت چرا شما را نسبت به على نمىدهند با اينكه على پدر شما است و به پيامبر اكرم نسبت مىدهند با اينكه ايشان جد شما هستند؟ فرمود: خداوند عيسى مسيح پسر مريم را نسبت داده به ابراهيم خليل از طرف مادرش مريم بتول كه هيچ انسانى با او نياميخت در اين آيه وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ.
اين انتساب فقط از طرف پدر و مادر به ابراهيم داده شده همان طورى كه داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را از طرف پدر و مادر به ابراهيم نسبت مىدهد كه اين خود فضيلتى براى عيسى است كه تنها از جهت مادر داراى اين مقام مىشود و اين آيه اشاره به همان است در داستان مريم إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ كه عيسى را به او عنايت نمود بدون تماس بشرى با مريم. همين طور خداوند فاطمه را برگزيد و پاك و پاكيزه نمود و فضيلت بخشيد به او به واسطه حسن و حسين كه دو سرور جوانان اهل بهشتند.
هارون كه سخت ناراحت شده بود، از سخنان امام ٧ با ناراحتى گفت از كجا شما مدعى هستيد كه انسان دچار فساد مىشود از طرف پدر و مادر به واسطه خمس كه به اهلش نپردازد؟ امام ٧ فرمود اين سؤالى است كه هيچ كدام از سلاطين تا كنون نكردهاند غير از تو يا امير المؤمنين نه ابا بكر و نه عمر و نه بنى اميه و