احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٦ - بخش بيست و ششم بعضى از احتجاجهاى علماء و دانشمندان در زمان غيبت
چه مىگوئى؟ چون آنها خود جزء را آفريده و محدث مىدانند كه از عالم كبير به وجود آمده و اين جزء عالم صغير است در نزد آنها. منظورم اين بود كه اگر صحيح باشد كه عالم صغير محدث و به وجود آمده است، پس عالم كبير هم محدث و به وجود آمده است زيرا اين هم از جنس آن است. طبق عقيده آنها يك شىء واحد نمىتواند بعضى از آن قديم باشد و بعضى محدث. از شنيدن حرف من سكوت كرد.
اما ستاره شعرى كه پرسيد منظورش اين بود كه اين ستاره از سيارات نيست.
گفتم نظر تو در باره دوران فلك چيست؟ منظورم اين بود كه فلك در گردش است، پس اهميت ندارد كه شعرى ثابت يا سيار باشد.
اما عدم الانتهاء منظورش اين بود كه عالم نامتناهى است، چون قديم است. به او گفتم جاى گرفتن و گردش به نظر من يك واقعيت است و هر دوى اين جاى گرفتن و دوران دليل به انتها است نه متناهى بودن.
اما هفت تا مرادش ستارههاى سيارى كه در نزد آنها صاحب احكام هستند.
گفتم به او اين باطل است به واسطه آن زائد برى كه محكوم به حكمى است. آن حكم ارتباطى به اين سيارهها ندارد و آن سيارات عبارتند از: زهره، مشترى، مريخ، عطارد، خورشيد، ماه و زحل.
اما چهار تا منظورش طبايع بود. گفتم تو در باره يك طبيعت حرارت كه از آن جانورى بوجود مىآيد پوستش به دست مىخورد بعد همان پوست را روى آتش مىگذارند اضافات آن آتش مىگيرد و پوست سالم مىماند چون خداوند آن جنبنده را بر طبيعت آتش آفريده و آتش، آتش را نمىسوزاند. يخ در آن كرمها پديد مىآيد با اينكه يك طبيعت است و آب دريا دو طبيعت است. در ميان آن ماهيها و قورباغه و مارها و سنگ پشت و چيزهاى ديگر بوجود مىآيد با اينكه عقيده او اينست كه حيوان فقط از چهار طبيعت بوجود مىآيد.
اما مؤثر منظورش زحل است. به او گفتم نظر تو در باره مؤثر و تحت تأثير قرار گرفته چيست؟ خواستم به او بفهمانم كه تمام مؤثرات تحت تأثير مؤثر ديگر هستند. پس مؤثر قديم چگونه مؤثر مىشود؟ اما دو نحس منظورش اين بود كه آن