احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٥ - مناظره عمران صابى
بداء بياورد تا بوسيله آن بر صاحبنظران استدلال نمائيم. مأمون گفت نظر شما در مورد بحث اين دو نفر چيست؟ امام ٧ فرمود: من منكر بداء نيستم با اينكه خداوند در قرآن مىفرمايد:
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً انسان نمىبيند ما او را آفريديم با اينكه چيزى نبود و آيه وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ اوست كه جهانيان را آفريده سپس باز مىگرداند و در اين آيه مىفرمايد: يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ مىافزايد در آفرينش هر چه را بخواهد و آيه ديگر وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ انسان را از گل سرشت و مىفرمايد: وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ گروهى انتظار فرمان خدا را دارند كه يا آنها را عذاب كند و يا از ايشان درگذرد و در اين آيه مىفرمايد: وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ هيچ كس عمر طولانى نمىكند و هيچ كس از عمر او كاسته نمىشود مگر اينكه در كتابى ثبت است.
سليمان گفت آيا در مورد بداء از آباء گرام چيزى روايت شده؟ فرمود: آرى، پدرم از حضرت صادق ٧ نقل كرد كه فرمود: خدا را دو علم است:
١- علمى پنهان و مخفى كسى جز خود او از آن علم اطلاع ندارد كه بداء جزء همين علم است.
٢- علمى كه به ملائكه و پيامبران آن را آموخته. علماى اهل بيت (امامان) از اين علم اطلاع دارند.
سليمان گفت مايلم از قرآن مطالبى در مورد بداء استخراج فرمائيد. فرمود: اين آيه كه خداوند خطاب به پيامبرش مىكند: فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ از آنها فاصله بگير تو سرزنش نخواهى شد. خداوند تصميم داشت آنها را هلاك كند ولى از اين تصميم صرف نظر كرد. بعد فرمود: وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ آنها را متوجه ساز. تذكر براى مؤمنين سودمند است.
سليمان تقاضا كرد بيش از اين بفرمائيد. فرمود: پدرم از آباء گرام خود نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود: خداوند به يكى از پيامبران وحى كرد كه به فلان پادشاه بگو من