احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٣ - مناظره عمران صابى
مقدارى به او بخشيد. حضرت رضا ٧ موقوفات بلخ را به او سپرد از اين راه مبالغ زيادى به دست آورد[١].
در كتاب توحيد صدوق و عيون اخبار الرضا از حسن بن محمد نوفلى نقل مىكند كه سليمان مروزى متكلم خراسان پيش مأمون آمد. خليفه او را گرامى داشت و احترام زياد كرد. آنگاه به او گوش زد كرد:
كه پسر عمويم على بن موسى الرضا از حجاز، تازگى آمده و علاقهمند به بحث و مناظره است. دوستان او نيز در اين فن مهارت دارند. در صورت تمايل مىتوانى در روز هشتم ماه ذيحجه (روز ترويه) پيش او بيائى و با هم مناظره كنيد.
سليمان در جواب مأمون گفت من خوشم نمىآيد در حضور تو و گروهى از بنى هاشم با ايشان مناظره كنم چون ممكن است هنگام مناظره فرو ماند و موجب شكست او بشود و نمىتوانم پىگيرى از بحث و مناظره كنم.
مأمون گفت اتفاقا من چون تو را مىشناختم و قدرت استدلالت را مىدانم از پى تو فرستادم. منظورى جز همين ندارم كه حد اقل در يك قسمت او را مغلوب كنى. سليمان گفت اگر چنين است اشكالى ندارد و فقط مرا با او در يك مجلس جمع كن، ديگر كارت نباشد، بعد از من گله نكنى.
مأمون كسى را خدمت امام رضا ٧ فرستاد و پيغام داد كه مردى از اهالى مرو كه در مذهبشناسى و كلام بىنظير است، بر ما وارد شده. اگر موجب ناراحتى شما نيست اينجا تشريف بياوريد.
امام ٧ از جاى حركت كرد تا وضو بسازد. به من و عمران صابى فرمود:
[١] در پايان توضيح خبر مجلسى رحمة الله عليه مىنويسد اين خبر از متشابهات اخبار است كه تأويل آن را جز خداوند و راسخين در علم نمىدانند و ما جز تسليم، وظيفهاى نداريم به مقدار فهم و بينش خود به صورت احتمال توضيح داديم. با اينكه در چنين اخبار طولانى معمولا از طرف راويان لفظ و تحريف نيز مىشود. خدا و پيشوايان دين مىدانند من نيز به مقدار فهم خود ترجمه كردم و همان اعتقاد مرحوم مجلسى را دارم- مترجم.