احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٤ - مناظره عمران صابى
شما جلوتر برويد. ما رفتيم به در خانه مأمون ياسر و خالد دست مرا گرفته پيش مأمون بردند. سلام كرديم. گفت برادرم حضرت رضا كجا است؟ گفتم مشغول لباس پوشيدن بود. به ما دستور داد جلوتر خدمت برسيم. آنگاه گفتم يا امير المؤمنين، غلامت عمران صابى بر در خانه است. اگر اجازه مىفرمائيد او هم داخل شود. اجازه داد. عمران وارد شد.
مأمون بسيار او را احترام نمود. گفت عمران! بالاخره عمرت دراز شد تا جزء بنى هاشم شدى. عمران گفت خداى را سپاسگزارم كه اين نعمت را به واسطه شما به من ارزانى داشت.
مأمون به عمران گفت اين مرد سليمان مروزى متكلم و عقيدهشناس خراسان است.
عمران گفت او را مىشناسم. خود را برجستهترين دانشمندان خراسان مىداند.
اما مسأله بداء را منكر است. مأمون گفت چرا در اين مورد با او مناظره نمىكنى؟
عمران پاسخ داد اين بسته به ميل اوست.
در همين هنگام على بن موسى الرضا ٧ وارد شد[١] فرمود: در چه چيز صحبت مىكرديد؟ عمران گفت آقا اين مرد سليمان مروزى است. سليمان قبل از اينكه سخن عمران تمام شود به او گفت تو راضى هستى هر چه حضرت رضا در اين باره بگويد و عقيده ايشان را قبول دارى در مسأله بداء؟
عمران گفت با كمال ميل خشنودم كه امام ٧ براى ما دليلى در مورد
[١] حضرت رضا ٧ در اين استدلال با چند آيه بداء را با تمام معانى آن اثبات مىنمايد.
١- بداء به معنى ايجاد كه از آيه أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ فهميده مىشود.
٢- بداء به معنى نسخ احكام كه از آيه وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ معلوم مىشود.
٣- تقدير حوادث و موجودات و محو و اثبات آن طبق مصالح و حكم الهى كه از آيه وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ كه معروف از معنى بداء همين قسمت سوم است.