ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣١٣
از اصحاب امام حسن عسكرى گفته و در باب كسانى كه از ايشان روايت نكردهاند (يعنى امامان شيعه) سعد بن اللّه است، وى جليل القدر و صاحب مصنفات است.
ابن الوليد از وى روايت مىكند و ابن قولويه به واسطه پدر خود از وى روايت مىكند، به سال ٣٠٠ هجرى در قم درگذشت.
سعد بن الربيع الانصارى- وى از قبيله بنى حجبا بود و از اصحاب رسول اكرم. در تنقيح المقال وى را صحابى مجهول گفته. در خصال در بابى از وى روايتى شده است. در جنگ احد در يارى پيامبر كشته شد.
سعد بن سعادة- به عنوان سعد بن سعاده در جايى نديدم شايد از مجاهيل باشد. در خصال در بابى از وى نامى رفته است.
سماك بن مخرمة- وى سماك بن مخرمة الهالكى- الاسدىست در تنقيح المقال وى را صحابى مجهول گفته. در خصال در بابى از وى حديثى نقل شده است.
سكونى اسماعيل بن ابى زياد اسلم- معروف بالشعيرى، شيخ طوسى وى را از اصحاب امام صادق نوشته، در تنقيح المقال در حق وى گفته: موثق كالصحيح ان لم يكن ثقة. در خصال در بابى از وى نامى آمده است. يعنى به عنوان سكونى.
سلمان الفارسى- سلمان محمدى و كنيهاش ابو عبد اللّه است، گويند نامش روزبه يا ماهويه يا بهبود بوده است. وى از اصحاب رسول اكرم است و از طرفداران على. مدتى از طرف خليفه عمر فرمانرواى مدائن بود. به سال ٣٥ هجرى بعد از عمر درازى در آنجا درگذشت. نگارنده گورش را ديدهام در تنقيح المقال در حق وى گفته: ثقة واى ثقة.
سلمة بن كهيل- در تنقيح المقال در حق وى گفته:
او از خواص خليفه على بن ابى طالب بود و او را حسن گفته. در خصال در بابى نامى از وى آمده است.
سليم بن قيس الهلالى- وى را از اصحاب و طرفداران خليفه على بن ابى طالب گفتهاند و در كوفه مىزيسته و كتابى در مقتل نوشته بود. در تنقيح المقال در حق وى گفته: بل ثقفة مشكور و كتابه صحيح معتبر. صدوق در خصال در بابى از وى نقل حديث كرده است.
سليمان بن داؤود النبى- در شمار فرزانگان و پيامبران و فرمانروايان بنى اسرائيل است. گويند بناى هيكل اورشليم را او ساخت و در حدود (١٠٠٨- ٩٨٧ ق م) مىزيسته. در خصال در بابى نامى از وى آمده است.
سليمان بن جعفر الجعفرى- وى از راويان امامان شيعه است و از وى احاديث بسيار رسيده در تنقيح المقال وى را ثقه گفته است، در خصال در بابى از او حديثى آمده است.
سليمان بن احمد بن ايوب البلخى- از روات اخبار خصال است، از حالاتش چيزى نيافتم شايد از مجاهيل باشد. در خصال نامى از وى ديده شده.
سليمان بن ايوب المطلبى- از روات خصال صدوق است، از حالاتش چيزى به دست نيامد، شايد از گمنامان است.
سهيل بن زياد الآدمى الرازى- شيخ طوسى وى را از اصحاب امام محمد الجواد گفته و كنيه وى را ابو سعيد نوشته و گاهى از اصحاب امام الهادى ضبط كرده و گفته وى انسانى ثقه بوده است. در متن