ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٦٣ - (١٠٤٢) امير المؤمنين(ع) در مجلسى چهار صد سخن سودمند براى دين و دنياى مردم گفت
درفش حق به دست ماست هر كه در سايه آن درآيد وى را فرا گيرد و هر كه بدان پيشدستى كند كامياب باشد و آنكه با آن مخالفت نمايد نابود گردد و هر كه از آن جدا شود زبون گردد و هر كه بدان درآويزد رهايى يابد. من پيشواى گروندگانم و خواسته پيشواى ستمكاران است. گراينده مرا دوست دارد و منافق دشمن هر گاه مسلمانان بهم رسيديد دست دهيد و خوشرويى نماييد چون چنين كنيد. گناهها از شما ريخته باشد، هر گاه كسى از شما عطسه كند به وى بگوييد:
يرحمكم اللَّه
، و او در پاسخ بگويد:
يغفر اللَّه لكم و يرحمكم
، در قرآن گفته: هر گاه شما را درود گفتند برتر از آن را پاسخ دهيد يا همان را: با دشمن خويش دست ده و خوشرويى نما و اگر چه بد دارد زيرا قرآن گفته: به آنچه نيكتر است بدى را جواب ده تا دشمن تو چون دوست يگانه گردد، برخورد نكنند بدين روش نيك مگر آنان كه بردباراند و برخورد نكنند بدان مگر نيك بختان.
دشوارترين شكنجههايى كه به دشمن خويش كنى آن است كه در حق وى خداى را بندگى فرمايى و به فرمان حق با وى رفتار سازى و براى تو بسنده است كه بنگرى دشمن تو خداى را گناه ورزد جهان همى چرخد تو بهره خويش از آن به آسانى درياب يعنى هر گاه نوبت تو رسيد.