ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٣ - مجلس سوم شنبه ٨ رمضان المبارك ٤٠٤
چون سر برداشتم گفت: حسن و حسين دو سرور جوانان بهشتىاند. باز هم بشكرانه آن سجده كردم، چون سربرداشتم گفت: هر كس هم كه ايشان را دوست بدارد نيز اهل بهشت است، من بشكرانه آن سجده كردم، چون سر برداشتم گفت: هر كس هم كه دوست دوستان ايشان باشد اهل بهشت است، و من بشكرانه آن نيز سجده نمودم.
٣- محمد بن يزيد بانى گويد: خدمت امام صادق ٧ بودم كه عمر بن قيس ماصر و ابو حنيفه و عمر بن ذرّ در ميان گروهى از طرفداران خود داخل شدند، و در باره ايمان از آن حضرت پرسش نمودند. حضرت فرمود: رسول خدا ٦ فرموده است: شخص مؤمن در آن حال كه ايمان داشته باشد دست به زنا و دزدى و ميگسارى نمىزند. آنان بيكديگر نگاهى كردند و سپس عمر بن ذرّ گفت: پس آنان را چه بناميم؟ فرمود: بهمان نامى كه خداوند نامبرده و به همان اعمالى كه از آنان سر زده است نامشان نهيد (زناكار، دزد، شرابخوار)، خدا- عزّ و جلّ-