ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٠ - مجلس دوم چهارشنبه ٥ رمضان المبارك ٤٠٤
سپس فرمود: ابا بكر! برخيز و بر على بنام امير مؤمنان سلام ده. گفت: آيا اين فرمان خدا و رسول اوست؟ فرمود: آرى. وى برخاست و بر آن حضرت به عنوان امير مؤمنان سلام داد. سپس فرمود: عمر! برخيز و بر على بنام امير مؤمنان سلام كن. گفت: آيا به فرمان خدا و رسولش او را امير مؤمنان بناميم؟ فرمود: آرى. او نيز برخاست و سلام كرد. سپس به مقداد بن اسود كندى فرمود: برخيز و بر على بنام امير مؤمنان سلام ده. او برخاست و سلام داد، و سخن آنان را تكرار نكرد.
آنگاه به ابى ذرّ غفارى فرمود: برخيز و بر على بنام امير مؤمنان سلام ده. وى برخاست و سلام داد. بعد به حذيفه يمانى فرمود: برخيز و بر امير مؤمنان سلام كن.
او برخاست و سلام داد. سپس به عمّار بن ياسر فرمود: برخيز و بر امير مؤمنان سلام ده. او برخاست و سلام داد. بعد به عبد اللَّه بن مسعود فرمود: برخيز و بر على بنام امير مؤمنان سلام ده. او برخاست و سلام داد. بعد به بريده كه از همه آنان جوانتر بود فرمود:
برخيز و بر امير مؤمنان سلام كن، او هم نيز برخاست و سلام داد[١]. پس از آن رسول خدا ٦ فرمود: من شما را براى اين كار خواندم تا در اين زمينه گواهان الهى باشيد، خواه بر آن پايدار بمانيد يا ترك اداى شهادت كنيد.
[١] در خبر نام نهمين نفر و سلام وى كه ظاهرا سلمان فارسى بوده از قلم افتاده است.