ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٨٧ - مجلس سىام شنبه ١٤ رمضان المبارك ٤٠٩
مىشد و ازليّت بر ذات او صدق نمىنمود، و ديگر براى خالق جز معناى مخلوق بودن چيزى بجاى نمىماند.
اگر پشتى براى او فرض شود همانا جلو و پيش نيز براى او فرض خواهد شد و اگر درخواست تماميّت براى او شود نقصان گريبانگير او خواهد گشت.
چگونه سزاوار معناى ازليّت مىشود آن كس كه حدوث نسبت به او ممتنع نيست؟
و چگونه اشياء را ايجاد مىكند آن كس كه خود از آفريده شدن امتناع ندارد؟ اگر معانى و صفات مخلوقين باو تعلّق گيرد هر آينه نشانه مصنوع در او بر پا شود، و در اين صورت بجاى اينكه چيزى بر وجود او دليل باشد خودش دليل بر وجود ديگرى خواهد شد. در گفتار محال و خلاف حقّ حجّت و دليلى وجود ندارد، و پرسش از چنين سخنى پاسخى نخواهد داشت. معبودى جز اللَّه نيست كه بلند مرتبه و بزرگ است [و درود خداوند بر محمد پيامبر و آل پاكش باد].
٥- محمّد بن عبد اللَّه مأمونى گويد: پدرم اين اشعار را از قول مأمون برايم خواند: (ترجمه اشعار):
«با صبر، تمام ناخوشاينديهاى روزگار را دور ساز، شايد روزى فرا رسد كه هرگز ناخوشايندى نبينى».
«چه بسا جوانى كه روى خود بپوشاند و ديدهها ميل بدايدار او داشته باشند، در حالى كه او بسى بد چهره و زشتروست».