ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٦٢ - مجلس بيست و هفتم شنبه ٧ رمضان المبارك ٤٠٩
جست، و هرگز بتى نپرستيد، و قمارى نباخت، او بر آئين پاك توحيد بدنيا آمد، و باندازه چشم بهم زدنى شرك نياورد.
آن مرد گفت: سؤال من از اينها نبود، سؤال من از اين است كه او شمشير بر دوش نهاده و با حالت تبختر و تكبّر به بصره وارد شد و چهل هزار نفر را در آنجا كشت[١]، سپس بسوى شام رفت و در برخورد با سران و بزرگان عرب چنان آنان را درهم كوفت تا همه را كشت، سپس بسوى نهروان روانه گرديد و با اينكه آنان مسلمان بودند همه را تا آخرين نفر به قتل رساند.
ابن عبّاس گفت: على نزد تو داناتر است يا من؟ گفت: اگر على را از تو داناتر مىدانستم از تو پرسش نمىكردم! ابن عبّاس- رضى اللَّه عنه- به خشم آمده تا حدّى كه خشمش شدّت گرفت و گفت: مادر به عزا على به من علم آموخته است، علم او از جانب رسول خدا ٦ است، و رسول اللَّه ٦ را خداوند از بالاى عرش خود آموزش داده است، بنا بر اين علم پيامبر ٦ از جانب خدا، و علم على از جانب پيامبر ٦، و علم من از جانب على است، و علم تمام ياران محمّد ٦ در برابر على ٧ همچون قطرهاى است در برابر هفت دريا.
[١] تعداد مقتولين به اين اندازه نبوده، و البته دشمن كار طرف خود را بزرگ جلوه مىدهد.